web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر طنز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر طنز. نمایش همه پست‌ها

۷.۱.۸۹

شرح آوارگی در وبلاگستان

باز هم فیل کبیر ماتحت بزرگش را بر فرق سر این وبلاگ گذاشته و بازدید از آن را دشوار ساخته. دو بیت شعر به همین مناسبت تقدیم روح پر فتوح فیل بزرگ می گردد. امید است مورد قبول اصحاب فیلترخانه سلطنتی قرار گیرد:

هی خانه به خانه، در به در کوچیدیم
بر بازی خود و فیلترک خندیدیم
آواره شدیم و دوستان در پی ما
بر نبش مزار فیلترکچی ریدیم
balatarin
Delicious
Twitter

۸.۱۲.۸۸

در فکر این شیخ چه می گذرد؟


این عکس هفته پیش درست در زاویه مقابل رئیس مجلس خبرگان گرفته شده. این چهره در همِ به شدت در حال اندیشه ابیات زیر را به ذهن من آورد:
چنان کار سازم من اینبار سخت
که افتی تو اکبر ز تاج و زتخت
به ایران همی زنده یک تن مباد
وگر بود، جز خادمِ من مباد
بیندیشم اینک بسی حیله ها
تنیده به هم شیله و پیله ها
من و ممّد و جانِ جانم سعید
رهیدن از این حیله ها شد بعید
بیا پنجه در پنجه ی من فِکن
بیا شعله بر مام میهن بزن
یکی معجزه کرده ام بی مثال
سیه کرده ام روزتان پنج سال
ولی بازیم تازه آغاز شد
فلک با من اینبار همساز شد
مریدان من حاکمِ سرزمین
نخواهم کس دیگری بر زمین
بسازم چنان تیره کردار شب
که رستم بگیرد از این حال تب
balatarin
Delicious
Twitter

۱۷.۱۱.۸۸

واماتحتا!

پشتم کبود شده از داغِ هاله ی نور
مرهم بیار، نه تجاوز به ضرب و به زور

حلاج کُشانِ بر سر هر کوی و برزنی است
یک ملتی اسیر شعبده ی «آیتِ مور»

هر بیگناه به پای دار، هر ظالمی به سرور
فریاد زین عدالت بی شرافتِ کور

یا رب کجا گریزم از این سیخهای داغ
غربت سرای، کنج قفس، سردی گور؟

توضیح:
1- کاریکاتور نیک آهنگ هم در نوشتن پست قبلی و هم در نوشتن این پست الهام بخش بوده.(ممنون!)
2- این شعر فی البداهه و بدون ویرایشه. ایرادات عروضی و وزنیش رو به بزرگواریتون ببخشید.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۴.۹.۸۸

بشکن بشکنه، بشکن!

اگه این روزای دم عید یه کم اخمو شدین و دلتون میخواد یه خورد بخندین پیشنهاد می کنم این ویدیو رو ببینید. از قرار دمدمای انتخابات گرفته شده. من رو موبایل یک از دوستا دیدمش و ازش گرفتم و آپلود کردم.
لینک دانلود

balatarin
Delicious
Twitter

۲۴.۳.۸۸

باتوم، ما و دزدها


آشنایِ دیرین
جان جانم باتوم
مهرورز زیبا
مهربانم باتوم
بر سرِ گُردهٔ ما
خون فشانم باتوم
***
رایمان دزدیدند
بر سرِ گربهٔ موطن ریدند
ریش ملت بر باد
قاه قاه خندیدند
پس از آن با تو عزیز
تن ما کوبیدند
***
یاد من هست هنوز
تیرِ تیره*، سند نامردی!
تو به خاطر بسپار
زهر خردادِ پر از حادثه را**

* 18 تیر
** 23 خرداد
balatarin
Delicious
Twitter

۱۳.۳.۸۸

پیامکی از امت طناز

آی خدایی حال می کنم با این ملت طنزپرداز ایران! امروز یه پیامک بانمک برام اومد:
بنی آدم از ابلهان بدترند/اگر که به محمود روی آورند
چوعضوی توانست در این روزگار / ...ند به کشور چنین آشکار
دم انتخابات ز الطاف یار/حقوق رفته بالا چقدر؟صدهزار
برای رضای خداوندگار/سفرهای دولت شده بی شمار
گمان کرده اند مردمِ ما خرند/ که با سیب زمینی رای می خرند
(ببخشید چون پیامک بود شاعرش رو نمی دونم)
balatarin
Delicious
Twitter

۳۰.۲.۸۸

عقشولانهٔ کامیونانه

مگسِ دلم
خر شیرینی عشق شد
نزن!
بی پشه کش هم ماکشته مُردَتیم
***
خمارتَم
چون تَئل خوب که می رود در عمق جان و تن
نئشه ام کن
گویی که سیخ و سنگِ تو
نوشداروی من است
balatarin
Delicious
Twitter

۲۹.۲.۸۸

20:30 و بی طرفی رسانه ای

دیشب عطف به قولهای به شدت صادقانهٔ آقای ضرغامی اخبار بیست و سی تنها بخشی از سخنان آقای موسوی که می توانست موجب حساسیت اصولگرایان و یا ملی مذهبی ها باشد و نیز تنها بخشی از سخنان آقای کروبی که در پی جنجال دانشجویان در نجف آباد همراه با عصبانیت و پرخاشگری بود را پخش کرد. لابد توقع دارند ما هم بی طرفی آنها دربارهٔ کاندیداها را باور کنیم. دیری نخواهد پایید که عصر مراد این حضرات (آقای احمدی نژاد) به سر خواهد آمد و تاریخ مصرفشان خواهد گذشت و به گوشه بایگانی راکد صدا و سیما پرتشان خواهند کرد. به افتخار بروبچه های بیست وسی (مثل خودشان صمیمی) بخوانید:
پاچهٔ محمود را لیسیده ایم * ما به ریش شیخها خندیده ایم
بیست و سی داریم و قدرت دست ماست * حق و انصاف و عدالت کشک و ماست!
کامران عشقِ نمکدان بازی است * بانوان ما همه نازنازی است
رنجبر چشم و چراغ جمع ماست * پاچهٔ دکتر به دستش آشناست
هست دستوری به تخریب رقیب * پخشِ دعواها و جنجال و نهیب
درپرانتز: ببخشید اگه به دلیل فی البداهه بودن وزنش یه کم ایراد دارده.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۲.۱۰.۸۷

شب ...، شب درازه

شاید خلی از شما شعر نیما دهقانی رو شنیده باشید. همون شعر طنزی که توی همایش دعوت از خاتمی خوند. ولی هر کی نشنیده شنیدن مجددش واقعاً ارزشش رو داره:
خلاصه از جلو، از پشت، بالا
به ما خوب می رسند الحمدلله

balatarin
Delicious
Twitter

۲۷.۶.۸۷

باز هوا خاکی است

نقل است که شیخنا و مرادنا خوزستان «افزون الله نفته» را همسایه ای بودی سخت زشت خو. که جز جنگ و رنج و خاک و باد وی را حاصلی نبودی. پس شیخ را همسایگی زهر آمدی و در وصف وی فرمودی:
خاک مرا، باد مرا، این همه معتاد مرا * خاک تویی، باد تویی، خسته ز بیداد مرا
جنگ تویی، جور تویی، وصله ناجور تویی * رنج تویی، درد تویی، ناله و فریاد مرا
بعث تویی، نحس تویی، ظالم خوش رقص تویی * جنگ مرا، زهر مرا، کُشته و اعداد مرا
خایه تویی، مایه تویی، سایهٴ همسایه تویی * قافیه بازنده منم، خسته ز بغداد مرا
balatarin
Delicious
Twitter

۶.۱۰.۸۶

خواب

آی ی ...!
خواب بعد از کار!
می چسبی مثال چسب
پس از یک بام تا شامی به کار و کسب
به کار و کسبِ آهن و فولاد و نصب
آی ی ی ...!
خواب بعد از کار!
مرا دریاب
فرو کن توی مغزم قصه های ناب
قصه ای بی درد و بی زیرآب
قصه ای بی ترس از ارباب

balatarin
Delicious
Twitter

۸.۸.۸۶

زمستان است


زمستان است
هر کسی در این زمستان در پی نان است
گربه اما سیر از جان است
جنگل و بیشه پر از گرگ و شغال و شیر
برسر یک استخوانی دائماً درگیر
گربه بی پیر
اما فکر قوتش نیست
لحظه ای قصد سکوتش نیست
به گمانش
بیشه جای داد و بیداد است
غافل از دیو و ددِ جنگل
هی میو گویان به فریاد است
خانه اش دور و بَرِ غاریست
که کُنام ماده خرس پیر بی عاریست
بینشان پیوندَکی جاریست
بسته امیدش برای جنگ
یاری همسایهٔ چون غولِ پر نیرنگ
آن حوالی بر فراز کوه
کوه پرهیبت نستوه
عقاب تیزچنگال زرنگی
نهاده لانه ای بر کوه سنگی
ندایی کاش می آمد
ندایی از فراز قاف
ندایی مانعِ هر سوتی و هر گاف:
میو پیشی! میو پیشی!
مگر از اژدها و خرسها بیشی؟
زبان در کام بر پیشی!


balatarin
Delicious
Twitter

۲۲.۷.۸۶

مهندس سقراط


این قصه سقراط شدنت خوب من چه بود؟ * زان پیشتر هندسه ات خلق را نمود
هر روز طرح تازه ای، سودای تازه ای * در پشت این همه وعده یک عمل نبود
شاگرد تنبل مکتب سرا شدیم * روزی که شعر نهم را زمین سرود
سقراط من! هسته و اتم مَر تو را * ما را از ابتدا بدینها نظر نبود
جِر خورده ایم چگونه بگویم که بی خیال * بنزین و نان زِ سرم هوش را ربود
باید ز هفت شغل هم فراتر روند * آنان که اهل و عیالشان سقراط را ستود!
سوزن الشعرا
balatarin
Delicious
Twitter

۱۴.۷.۸۶

لانه موش

دردِ دلهای کارگر و کارمند:
ای به قربانت تمام نوکران * ای ز کامت دور جام شوکران
ای رئیس بی خبر از حال ما * دور باد از گِردِ تو احوالِ ما
هیچ می دانی که استیجار چیست؟ *سوزِ سرما از نمِ دیوار چیست؟
موشهای قدّ گربه دیده ای * نیمه شب از هیبتش ترسیده ای؟
در به در دنبال خانه گشته ام * بی ثمر لانه به لانه گشته ام
مردِ صاحبخانه کابوسی شده * لانه موشش وَه چه طاوسی شده:
« شرتان کم، خانه ام خالی کنید! * قید رفتن را به خود حالی کنید!»
عصرها و خستگی ها، خواب خوش! * ما وبنگاه و غمی بی تاب کش!
باز هم این آسمان ناساز شد * ابرها با گریه ها دمساز شد
باز هم جل می نهم بر دوش خود * و لباس کار در آغوش خود
ای خدا فردا زِ خواب از تو امان! * خستگیِ بی امان از من بران!

balatarin
Delicious
Twitter

۱۳.۶.۸۶

لبخند


گمان نمی کنم جالب باشه که همیشه آدم جدی باشه. حالا که صحبت از زبون لُری شد، اگه لری یا بندری رو بلدید به این دو فایل صوتی گوش کنید و یه شکم سیر بخندید:

شعر طنز ( دِی مَمَدو ) درباره ماهواره با لهجه بوشهری یا دشتستونی

یه ترانه رپ با طعم طنز با لهجه لُری بویراحمدی
از اشتباهی که در لینک قبلی پیش اومد جداً معذرت می خوم. اگه این دایوشیر هم برا پخش مشکل داشت لطفاً بهم بگید.
balatarin
Delicious
Twitter

۳.۶.۸۶

خط يازده2

جاده ها خاك و خُلي است

و زمين ناهموار

بدنت چين چكش ها دارد

اگزوزت منبع آلودگي است

صندلي های تو خارا سنگ است

بارت از كوهِ دنا بيشتر است

ولي از من بشنو !

نااميدي ننگ است

و شنيدم از نسيم سحري

موزه ها سخت به دنبال تواند

لندن و متروپلتين ، يكسر

رم و پاريس زسوي ديگر

چه كم از كاخ و هرم ها داري ؟

سِنت از ، داييِ ناسور بيشتر است

با چنين احوالي ، التماسي دارم :

كه مبادا بفريبند تو را

و بكاري ما را

بي تو ما مشتري خط بد يازده ايم .

balatarin
Delicious
Twitter

خط11


مي دهد شوفر گاز

اتوبوسي با ناز

مي نمايد حركت را آغاز

سر صندوقچه درد دل و غم شد باز :

كهن همراه غول آسا !

رفيق گاهِ سرباز صفري هيتلر !

كهنسالي مباد از پا بيندازد

تو سيمين قامتِ رهوارِ زيبا را

تايرت پرباد !

شيشه ات بي خاك !

اگزوزت كم دود بادا اي رفيق !

بگو با من

تمام دردهايت را شنيدارم

تمام نازهايت را خريدارم

تو خودت مي داني

نه كسي فكر تو بود

نه كسي ياد من است

غم همدرد ، بداند همدرد

balatarin
Delicious
Twitter

۲۸.۵.۸۶

آرزوهاي بزرگ

از فرادست انگار، اتولی می آمد

حسّ آسایش از آن می بارید

بوی شیرینی و پیتزا و پلو می آمد

تِمِ موسیقی تندی، کوچه را پر کرد

در افق

کاخی از جنس بلور

دیده را غرقهٔ حیرانی کرد

همصدای مرد نان خشکی فروش

کسی از دور

قصه ای گفت و گذشت:

« فکر باطل نکنیم

آرزوهای بزرگ، وارد دل نکنیم»

balatarin
Delicious
Twitter

۲۷.۴.۸۶

بالش نرم

گویند در سرزمین« Far Far Away» یکی از مُلوکِ مُلک که دوره را با دوره شهنشاهان اشتباه گرفته بود، قلدرمابانه فرمود: « نباید بالش نرم زیر سر مردم بگذاریم!»

مردم که مدتها بود روی آسایش را ندیده بودند از این سخن برآشفتند و یکی از رعایای جنوبِ آن مُلک که از این سخن ماتحتحش آتش گرفته بود و متحیر از این موضوع بود که آقایان چه لطف بزرگی به وی و هموطنانش کرده اند که چنین منت بر سر ملت می گذارند، سرود:

آلودگی صنعتی برای من

تعفن بنزینی برای من

هر رنجی که می بینی برای من

نُقل و گل و شیرینی برای تو

***

منصب فامیلی برای تو

اخلاق قابیلی برای تو

قصر آجیلی برای تو

***

گرمای جنوب برای من

زجر و عیوب برای من

کار سحر تا غروب برای من

***

بالش نرم برای تو

آغوش گرم برای تو

***

سود وام 28 درصد برای من

مالیات بیست از صد برای من

بنزین گران و بد برای من

مرسدس سرسبد برای تو

***

خانه ترکش خورده برای من

آب آلوده، کودک مُرده برای من

ترس محتسب خورده برای من

***

فقر و بدبختی برای من

نداری و سختی برای من

تاج خوشبختی برای تو

***

از مجلس چه می جویی، عادل من؟

توهین به ما چه می گویی کاهل من؟

ما مرده ایم چه می بویی، عاقل من؟

****************************

اصل ترانه را می توانید از اینجا بشنوید

balatarin
Delicious
Twitter

۱۷.۳.۸۶

گِره بخت

روزگارم خوش نیست

کفشهایم پاره

جامه ام پینه فراوان دارد

میوه دیریست که با من قهر است

گوشت بر قله قاف است و زمین گیرم من

وعده ها قطره به قطره شده دریا امروز

غرق دریا پیِ یک ساحل راست

در تکاپویم من

ننه جانم گفته:

«بسته بختت جانم!

وِردها باید خواند طالعت باید دید!»

«اَتَتَل موری تَتَل»ها خواندند

شیر گنجشک به خوردم دادند

هیچ تاثیر نکرد

جمعِ هم سالانم

همچو من مسکینند

بختشان را شاید

بسته باشند به تاریکی شب

یا دُمِ قاطر شیطان که چموش است و سیاه

کاش یا خرمن وعده برسد

یا که جادوگریِ رمّالی

بخت ما باز کند!
balatarin
Delicious
Twitter