web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوزن الشعرا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوزن الشعرا. نمایش همه پست‌ها

۲۷.۶.۸۷

باز هوا خاکی است

نقل است که شیخنا و مرادنا خوزستان «افزون الله نفته» را همسایه ای بودی سخت زشت خو. که جز جنگ و رنج و خاک و باد وی را حاصلی نبودی. پس شیخ را همسایگی زهر آمدی و در وصف وی فرمودی:
خاک مرا، باد مرا، این همه معتاد مرا * خاک تویی، باد تویی، خسته ز بیداد مرا
جنگ تویی، جور تویی، وصله ناجور تویی * رنج تویی، درد تویی، ناله و فریاد مرا
بعث تویی، نحس تویی، ظالم خوش رقص تویی * جنگ مرا، زهر مرا، کُشته و اعداد مرا
خایه تویی، مایه تویی، سایهٴ همسایه تویی * قافیه بازنده منم، خسته ز بغداد مرا
balatarin
Delicious
Twitter

۶.۱۰.۸۶

خواب

آی ی ...!
خواب بعد از کار!
می چسبی مثال چسب
پس از یک بام تا شامی به کار و کسب
به کار و کسبِ آهن و فولاد و نصب
آی ی ی ...!
خواب بعد از کار!
مرا دریاب
فرو کن توی مغزم قصه های ناب
قصه ای بی درد و بی زیرآب
قصه ای بی ترس از ارباب

balatarin
Delicious
Twitter

۲۲.۷.۸۶

مهندس سقراط


این قصه سقراط شدنت خوب من چه بود؟ * زان پیشتر هندسه ات خلق را نمود
هر روز طرح تازه ای، سودای تازه ای * در پشت این همه وعده یک عمل نبود
شاگرد تنبل مکتب سرا شدیم * روزی که شعر نهم را زمین سرود
سقراط من! هسته و اتم مَر تو را * ما را از ابتدا بدینها نظر نبود
جِر خورده ایم چگونه بگویم که بی خیال * بنزین و نان زِ سرم هوش را ربود
باید ز هفت شغل هم فراتر روند * آنان که اهل و عیالشان سقراط را ستود!
سوزن الشعرا
balatarin
Delicious
Twitter

۳.۶.۸۶

خط يازده2

جاده ها خاك و خُلي است

و زمين ناهموار

بدنت چين چكش ها دارد

اگزوزت منبع آلودگي است

صندلي های تو خارا سنگ است

بارت از كوهِ دنا بيشتر است

ولي از من بشنو !

نااميدي ننگ است

و شنيدم از نسيم سحري

موزه ها سخت به دنبال تواند

لندن و متروپلتين ، يكسر

رم و پاريس زسوي ديگر

چه كم از كاخ و هرم ها داري ؟

سِنت از ، داييِ ناسور بيشتر است

با چنين احوالي ، التماسي دارم :

كه مبادا بفريبند تو را

و بكاري ما را

بي تو ما مشتري خط بد يازده ايم .

balatarin
Delicious
Twitter

خط11


مي دهد شوفر گاز

اتوبوسي با ناز

مي نمايد حركت را آغاز

سر صندوقچه درد دل و غم شد باز :

كهن همراه غول آسا !

رفيق گاهِ سرباز صفري هيتلر !

كهنسالي مباد از پا بيندازد

تو سيمين قامتِ رهوارِ زيبا را

تايرت پرباد !

شيشه ات بي خاك !

اگزوزت كم دود بادا اي رفيق !

بگو با من

تمام دردهايت را شنيدارم

تمام نازهايت را خريدارم

تو خودت مي داني

نه كسي فكر تو بود

نه كسي ياد من است

غم همدرد ، بداند همدرد

balatarin
Delicious
Twitter