پرسیدم: چی؟
گفت: اینکه زنها دست مرد نامحرم رو می بوسند و مردها سر زن نامحرم را.
گفتم: درسته. این رسم عشایره که دختر عمو، دختر عمه، دختر خاله یا دختر دایی دست پسرعمو، دایی، خاله یا عمه را می بوسد و مرد فامیل سر آن زن را می بوسد. شما بر اساس قواعد فقهی خودتان راجع به آنها قضاوت می کنید. اما آیا قبول دارید در محیطهای سنتی شهری از جمله جایی که شما از آن آمده اید مشکلاتی در خصوص سکس محارم و یا ارتباط دختر عمو و پسرعمو (خاله، عمه، دایی) بارها اتفاق می افتد اما من در میان مردمم حتی یکبار هم این را نشنیده ام؟
عشایر در جلسات زنهایشان را در پستو قایم نمی کنند و زنها اسم دارند و «منزل»،«بچه ها» و ... نیستند.
***
این دیدگاه های سنتی بسته که همه دنیا را از یک سوراخ می بییند بسیار نفرت انگیز است. اینکه همه ارتباطات به نحوی سکسی تفسیر شوند، تنها از ذهنهای بیمار بر می آید، به قول خداوند متعال «فی قلوبهم مرض».
یکروز خانم خیراندیش شاگرد شوهر مرحومش را بغل می گیرد و آن جنجالها بر پا می شود، روز دیگر نیکی کریمی استاد انتظامی را بغل می کند چنین هیاهویی برپا می شود.
دارد چه بر سر ما می آید؟ این جامعهی مدرن شهریِ پیشرفتهی امالقرای اسلام حتی به اندازهی مردمان بدوی عشایر هم نمی تواند متمدن باشد؟ تا کجا می خواهیم مردم را با شلاق سنتهای مندرس و دلهای بیمار از دین فراری دهیم؟
















