web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب عقیدتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عقیدتی. نمایش همه پست‌ها

۳۰.۶.۹۱

اندر احوالات قلبهای مریض

زمانی یک روحانی به من گفت: یه چیزی در مورد شما لرهاست که خیلی بد است.
پرسیدم: چی؟
گفت: اینکه زنها دست مرد نامحرم رو می بوسند و مردها سر زن نامحرم را.
گفتم: درسته. این رسم عشایره که دختر عمو، دختر عمه، دختر خاله یا دختر دایی دست پسرعمو، دایی، خاله یا عمه را می بوسد و مرد فامیل سر آن زن را می بوسد. شما بر اساس قواعد فقهی خودتان راجع به آنها قضاوت می کنید. اما آیا قبول دارید در محیطهای سنتی شهری از جمله جایی که شما از آن آمده اید مشکلاتی در خصوص سکس محارم و یا ارتباط دختر عمو و پسرعمو (خاله، عمه، دایی) بارها اتفاق می افتد اما من در میان مردمم حتی یکبار هم این را نشنیده ام؟
عشایر در جلسات زنهایشان را در پستو قایم نمی کنند و زنها اسم دارند و «منزل»،«بچه ها» و ... نیستند.
***
این دیدگاه های سنتی بسته که همه دنیا را از یک سوراخ می بییند بسیار نفرت انگیز است. اینکه همه ارتباطات به نحوی سکسی تفسیر شوند، تنها از ذهنهای بیمار بر می آید، به قول خداوند متعال «فی قلوبهم مرض».
یکروز خانم خیراندیش شاگرد شوهر مرحومش را بغل می گیرد و آن جنجالها بر پا می شود، روز دیگر نیکی کریمی استاد انتظامی را بغل می کند چنین هیاهویی برپا می شود.
دارد چه بر سر ما می آید؟ این جامعه‌ی مدرن شهریِ پیشرفته‌ی ام‌القرای اسلام حتی به اندازه‌ی مردمان بدوی عشایر هم نمی تواند متمدن باشد؟ تا کجا می خواهیم مردم را با شلاق سنت‌های مندرس و دلهای بیمار از دین فراری دهیم؟
balatarin
Delicious
Twitter

۲۸.۳.۹۱

صف آرایی فقیهان کافر خوار و کافران مسلمان خوار

صف آرایی حیرت انگیزی است.
فقیهان به عمد و اصرار میکوشند تا نشان دهند که اگر بیش از این قدرت یابند، سری را بر گردن مرتدی و جانی را در کالبد کافری به جا نخواهند نهاد .
کافر کیشان نیز به صد زبان با هم میهنان خود می‌گویند که اگر از چنبر استبداد بجهند، بی‌ تردید و بی‌ دریغ ،آزادی بدست آمده را صرف تمسخر و تخفیف آموزگاران دین و آموزه‌های آنان خواهند کرد و پیش از آن که به صنعت و اقتصاد و سیاست برسند ، به حساب دینداران خواهند رسید و با آنان و عقاید‌شان تصفیه حساب خواهند کرد.
ناظران به درستی‌ در یافته اند که آینده را نه به دست فقیهان کافرخوار میتوانند بسپارند و نه به دست کافران مسلمان خوار که رویه های زشت یک سکه منحوس اند: اسلام کشی یا کفرکشی.
متن کامل را در وبسایت دکتر سروش بخوانید
balatarin
Delicious
Twitter

۱۸.۵.۸۹

اداعای امام زمان بودن احمدی نژآد؟!

بارها از آخوندها شنیده بودم که محمدعلی باب اول بار ادعای رابطه با امام زمان، بعد ادعای خود امام زمان بودن، بعد پیغمبر بودن و سرآخر خدای واره بودن کرد.
حالا آنچه بسیاری از آنها کریه می داشتند، از قرار به دستان توانمند مصباحیون و اصحاب احمدی نژاد (البته با چاشنی خشونت) دارد دوباره تکرار می شود. این مطلب عجیب، خنده دار و شاید هم ترسناک را ببینید تا دستگیرتان شود :
balatarin
Delicious
Twitter

۲۵.۳.۸۹

امروز که خلیفه کشی رسم می شود


هرگز مرجعیت شیعه اینچنین مورد اهانت واقع نشده بود. عده ای با چهره های کاملاً مشابه طالبان به اذن بلندپایه ترین مقامات حکومتی که خود را اسلامی می داند و با حمایت کامل نهادهای امنیتی به خانه مرجعیت شیعه حمله می کنند. بی گمان مصباحیسم تدوام روند طالبانیسم است و تشیع و رواداری ایرانیان را از ریشه خواهد کند. یادتان باشد امروز که خلیفه کشی را رسم می کنید دیری نخواهد پایید که فوطه های بسیاری بر خاک قم و غیره لگدمال خواهند شد. برحذر باشید از این خلیفه کشی!

مرتبط:
حمله و تخریب دفتر آیت الله العظمی صانعی+عکس
پروژه پلمب دفتر آیت الله العظمی منتظری و مقاصد مجریان آن
balatarin
Delicious
Twitter

۲.۱۰.۸۸

کل یوم عاشورا

شعر زیر گویا از ملک الشعرای بهار است و به زیبایی لزوم تاثیرپذیری واقعی و عملی از واقعه کربلا (و نه جنبه شعاری و نمایشی عزاداریها) را بیان می کند:

در محرّم ، اهل ري خود را دگرگون مي كنند
از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند

گاه عريان گشته با زنجير مي كوبند پشت ،
گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پر خون مي كنند

گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا
جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند

وز دروغ كهنه ي « يا ليتنا كنّا معك»
شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند

خادم شمر كنوني گشته ، وانگه ناله ها
با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند

بر يزيد زنده مي گويند هر دم صد مجيز
پس شماتت بر يزيد مرده ي دون مي كنند

پيش ايشان صد عبيدالله سر پا ، وين گروه
ناله از دست عبيدالله مدفون مي كنند

حق گواه است ار محمّد زنده گردد ور علي
هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند

آيد از دروازه ي شمران اگر روزي حسين ،
شامش از دروازه ي دولاب بيرون مي كنند

حضرت عبّاس اگر آيد پي يك جرعه آب،
مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند

گر علي اصغر بيايد بر در دكّانشان
در دو پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند

ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان،
روز پنهان گشته ، شب بر وي شبيخون مي كنند

گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد،
خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند

خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان،
بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟

تا خرند اين قوم ، رندان خر سواري مي كنند
وين خران در زير ايشان آه و افسون مي كنند
balatarin
Delicious
Twitter

۱.۱۰.۸۸

عاشورا و سیاست


مراسم عزاداری محرم سیاسی هست یا نیست؟
این بحثی است که این روزها زیاد مطرح و درباره اش مشاجره می شود. آیا عاقلانه است که بر سر و سینه بزنیم و هزاروچهارصد سال عزاداری کنیم برای هیچ؟ عزاداری با هدف عزاداری؟
سیاه پوشیدن در اسلام مکروه است و آسیب زدن به خویشتن حرام. اما طبعاً عقلای شیعه که در پی پاگرفتن و تداوم این آیین کوشیده اند علی رغم همه موارد فوق موضوع ارزشمندی در تداوم و زنده نگه داشتن یادمان واقعه کربلا یافته اند.
به نظر من واقعه کربلا بالقوه می تواند موتور حرکتهای ضد ظلم در میان شیعیان باشد (چنانچه در بسیاری موارد بوده). دقت در رفتار انسانهایی که علی رغم کمتر بودن و ضعیف تر بودن برای مبارزه با ظلم انقلابی برپامی کنند که تا امروز بر انسانهای زیادی تاثیرگذار بوده.
بنابراین هیچ شکی نیست که این مراسم و عزاداری اهداف اجتماعی و سیاسی دارد. اهدافی ارزشمند و قابل احترام. انگیزه بخشیدن به هر ملتی که تحت ظلم و رفتار ناجوانمردانه حاکمانشان باشند. و چه ملتی مستحق تر از ما برای چنین انگیزه ای؟!

مطالب پیشین این وبلاگ درباره واقعه کربلا:
از حسین مظلوم شده بیزارم
آزاده باشیم
علمدار کربلا
امشب عجیب خوشدلم از بوی کربلا
balatarin
Delicious
Twitter

۳۰.۹.۸۸

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق




مردم با حضور پرشورشان قدرشناسی خود را به خوبی به نمایش گذاشتند.
تصویرهای بیشتر با کیفیت مناسب را می توانید در این آدرس (مجله لایف) ببینید.

balatarin
Delicious
Twitter

محرم و اولین تجربه یافتن هویت اجتماعی

مراسم محرم را می توان از زوایای مختلفی بررسی کرد:
می شود به مراسم محرم اینطور نگاه کرد که : ده شب سر و صدا آزاردهنده است و این جوانها از کجا معلوم نیتشان درست باشد؟ این چه بساطی است! این هم یک جور فیلم آخوندهاست و خلاصه یک عالمه غرولندهای دیگری که همگی بارها شنیده ایم.
اما اگر علاوه بر جنبه مذهبی به جنبه «آیینی» و «اجتماعی» این مراسم دقت کنیم خواهیم دید که بسیاری از ما بخش مهمی از هویت اجتماعیمان را در مراسم محرم یافته ایم. اولین تجربه سهیم شدن در فعالیتی اجتماعی که بزرگترها هم در آن شرکت دارند و این بار بر خلاف همیشه مشتاقانه اجازه می دهند ما همراه با آنها در این آیین مذهبی و اجتماعی شرکت داشته باشیم و نقش خاص خودمان را داشته باشیم. امری که باعث می شود مراسم محرم برای همیشه به عنوان بخشی از خاطرات نوستالژیک ما حضوری پررنگ داشته باشد.
به علاوه در این مراسم آنچه بیش از همه اهمیت دارد «هارمونی» است. شما باید هر حرکت و هر کلمه تان در هماهنگی با جمع باشد و این موجب می شود اگر اهل فکر باشید ارزش و زیبایی هماهنگی و نظم در جامعه را دریابید.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۷.۶.۸۸

تعریف منافق و احمق

چاوز: ما بايد زمينه ظهور حضرت مهدي (عج) و حضرت مسيح را فراهم كنيم. (خبرگزاری فارس)
منافق: کمونیست ریاکاری است که یک روز خود را با افتخار کوکائینی معرفی کند و روز دیگر مذهبی دو آتشه ای شود که می خواهد فدائی حضرت مهدی باشد.
احمق: کسی که حرف منافق و رفیق گلستان و گرمابه اش را باور کند.
سوال فقهی: از چه زمانی اسلام و کمونیسم پسرخاله شده اند؟
balatarin
Delicious
Twitter

۲۷.۴.۸۸

جنبش سبز و روابط مردم و مذهب

در طول این سالها یکی از مظلو ترین ها در جامعه ایران دین و دینداری بوده. متاسفانه بسیاری از حکومتی ها از دین استفاده ابزاری داشته اند و علی رغم شعارهای دینی و دینگرایانه اخلاقیات به راحتی زیرپانهاده می شد. به همین دلیل هم دین گریزی شدیدی در جامعه و به ويژه در میان جوانان گسترش یافته. امری که طبعاً اخلاقیات را هم شامل شده و به ويژه «توجیه کردن اعمال غیراخلاقی» و «رواج دروغ» بسیار محرز شده.
اما حالا در موج سبز، مردم خودجوش و فارغ از ارادهٔ از ما بهتران «یا حسین» و «الله اکبر» را شعار قرار داده اند و مبارزه با دروغ را از اصلی ترین اهدافشان قرار داده اند.
کیهان درباره نماز نوشته:« عده معدودی از اين افراد هم که به اقامه نماز پرداختند هيچ کدام از اصول نمازجماعت در مورد شکل تنظيم صفوف را مراعات نکردند و برخی از آنها حتی زحمت بيرون آوردن کفش هايشان را هم به خود ندادند!»
اگر حضرات عاقل بودند و دلسوزِ دین، طبعاً حضور جوانانی با لباس زیبا و یا حضور نماز اولی ها را موجب افتخار و شادمانی می دیدند، اما متاسفانه به قول قرآن «در قلبهایشان مرضی است».
برای من مایه مسرت است که مردمم میان کسانی که معنویات را دستمایه زراندوزی و زوراندوزی خویش قرار داده اند و ذات پاک معنویات و اخلاقیات تمایز قائل شوند.
به هر روی گمان کنم دوستان جامعه شناس می توانند نگاه کارشناسانه تر و عمیقتر به آشتی جوانان و مذهب در جنبش سبز مردم داشته باشند و دلایل آن را بهتر موشکافی کنند.
***
نکته جالب دیگر در مورد نماز دیروز اظهار تنفر مردم از سرسپردگی حاکمانشان به روسیه و چین است.
از یکسو حکومت مردم را به خط گرفتن از آمریکا و انگلیس متهم می کند در حالی که مردم در طول جنبش همواره حساب خود را از بیگانگان و گروه های تروریست یا سلطنت طلب سوا کرده اند. از سوی دیگر مردم می بینند که حکومت بازار کشور را دودستی تقدیم چینی ها کرده و در امور سیاسی و نظامی به شدت وابسته به روسها شده. لذا ملت با شعارهای دیروز خود اصرارشان بر استقلال طلبی خود و عدم بندگی شرق و غرب را به زیبایی نشان دادند.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۴.۳.۸۸

حرمت سید روحانی


با سلام خدمت برادران و خواهران خرمذهبی!
از آنجا که اینجانب یه لر سادهٔ نادانی هستم و کم ایمان هم می باشم، لطفاً ما را روشن بفرمایید:
روحانیت و لباسش بالاخره حرمت دارد یا ندارد؟
سید اولاد پیغمبر بالاخره حرمت دارد یا ندارد؟
یا هرجا صرف کند دارد؟
یا دوخط موازی به هم نمی رسد مگر به حکم ...؟
منبع عکس فوق
balatarin
Delicious
Twitter

۱۸.۱۰.۸۷

امشب عجيب خوشدلم از بوی كربلا

امشب عجيب خوشدلم از بوی كربلا
دارد حسين می‌وزد از سوی كربلا
بانگ علی دوباره مرا زنده كرده است
انگار زينب است سخنگوی كربلا:
زيباست كربلا همه در چشم كاروان
خون می‌چكد اگرچه ز گيسوی كربلا
آمد و بی‌توجه ما دلشكسته رفت
شرمنده‌ايم تا ابد از روی كربلا
غسلی در اشك كن و بيا جای صبر نيست
جاری است بر غبار زمين جوی كربلا
بيهوده بر مزار زمان های و هو نكن
جز هو نبود پشت هياهوی كربلا
دارد حسين می‌شود امشب دلم كه باز
دارد حسين می‌وزد از سوی كربلا

سروده علي محمد مؤدب، مجموعه «الف هاي غلط»

balatarin
Delicious
Twitter

۱۷.۱۰.۸۷

عاشورا و درس آزادگی

خاک کوی تو به صحرای قیامت، فردا
همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم (حافظ)



مطالب پیشین این وبلاگ درباره واقعه کربلا:
از حسین مظلوم شده بیزارم
آزاده باشیم
علمدار کربلا

balatarin
Delicious
Twitter

۲۷.۸.۸۷

دم خروس و قسم حضرت ابوالفضل


در خبرها خواندم که مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان گیلان به سبب مبارزه با خرافه پرستی تصمیم دارد درختهای کهنسال گیلان را قطع کند. جماعت محیط زیستی هم از قرار حسابی برآشفته اند. البته همه ما از خرافه پرستی های احمقانه مرسوم در مملکت حالمان به هم می خورد اما به قول پیامبر رحمت:« رطب خورده منع رطب نتواند.»
عکسی که در این پست می بینید را من در یکی از شهرهای گیلان گرفته ام (لازم باشد محل دقیقش را خواهم گفت). از قرار مردم ساده روستایی به سبب نبود پزشک و فقدان دانایی برای درمان زگیل تن به این محل می مالیده اند و اوقاف که ماشاالله کیسه گشادی دارد، فوراً از این نادانی مردم بیچاره کیسه ای دوخته و صندوقی برای جمع آوری پول نصب کرده.
حالا حاج آقا خودشان کلاهشان را قاضی کنند که قسم حضرت ابوالفضلشان را باور کنیم یا دّمِ واضح خروسشان؟
balatarin
Delicious
Twitter

۲۸.۱۱.۸۶

کلام خدا(2

پیشتر درباره مصاحبه دکتر سروش با رادیو زمانه و نسبت انسانی دادن به «قرآن» چند خطی نوشته بودم و اظهار امیدواری کرده بودم که بزرگان اندیشه و فلسفه با علم کامل و کافی وارد این بحث شوند و اگر دلیلی دارند، ارائه دهند. آقای بهاء الدین خرمشاهی پاسخی به آن مطلب دکتر سروش نگاشته. مقاله ایشان را خواندم ولی دلایل قوی و قانع کننده ای در آن نیافتم. در واقع به جز چند استناد به قرآن کریم دلیل دندانگیری که بتواند ذهن را قانع کند در آن دیده نمی شد. وبا توجه به شائبه انسانی و خطاپذیر بودن بودن آن منبع در مصاحبه دکتر سروش، آیات قرآن نمی تواند فصل الخطاب و پاسخ نهایی برای ادعای دکتر سروش باشند.
به هر روی مقاله جناب خرمشاهی به طور غیر مستقیم تهدیدها و نیش و کنایه هایی در رابطه با ارتداد نیز دربر دارد که به نظر من اصلاً اخلاقی نیست و باعث می شود سر و گوش چماقداران دینی بجنبد و به جای بحثی منطقی و مفید مجالی برای کفن پوشان باز شود.

در مصاحبه پیشین دکتر سروش آمده :
به نظر شما، قرآن را باید محصول زمان خودش دید. آیا این سخن متضمن این نیز هست که شخص پیامبر نقشی فعال و حتی تعیین‌کننده در تولید این متن داشته است؟
« اگر قرآن را بخوانید، حس می‌کنید که پیامبر گاهی اوقات شاد است و طربناک و بسیار فصیح در حالی که گاهی اوقات پرملال است و در بیان سخنان خویش بسیار عادی و معمولی است. تمام این‌ها اثر خود را در متن قرآن باقی گذاشته‌اند. این، آن جبنه‌ی کاملاً بشری وحی است. »
آیا سنت شیعی به شما اجازه می‌دهد که اندیشه‌هایتان را درباره‌ی {بشری بودن قرآن} مدون کرده و توسعه دهید؟
و جواب دکتر سروش آن را تصدیق می کند، مگر اینکه ما فارسی هیچ نفهمیم و اگر اینچنین است پس خواندن اثر و مقاله ایشان هم بی معنی است و باید منتظر مفسران و شارحان ماند!
پس قرآن جنبه‌ای انسانی و بشری دارد. این یعنی قرآن خطاپذیر است؟
... من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی‌کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن‌چه می‌گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش مردم هم‌عصرش درباره‌ی زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است. این دانشی را که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است. و این نکته خدشه‌ای هم به نبوت او وارد نمی‌کند چون او پیامبر بود، نه دانشمند یا مورخ.
و این یکی هم معنی جز (قرآن خطا پذیر است) که در سوال آمده را به ذهن متبادر نمی کند؛ اگر می شود معنی دیگری از آن فهمید لطفاً یکی بگوید (بی توجیه و بازی با کلمات لطفاً!). 
و البته آقای دکتر در مصاحبه با روزنامه کارگزاران (86.11.20) فرموده اند:
« ... این که بگوئیم قرآن کلام محمد(ص) است، درست مانند این است که بگوئیم قرآن معجزه محمد (ص) است. هر دو به یک اندازه به محمد(ص) و به خدا انتساب دارند. و تاکید بر یکی به معنی نفی دیگری نیست. هر چه در عالم رخ می دهد به علم و اذن و اراده باری است. یک موحد در این شکی ندارد. با این حال همه می گوئیم آلبالو، میوه درخت آلبالو است، آیا باید بگوئیم خدا میوه آلبالو می دهد تا موحد باشیم؟ این اشعریت کهن را جامه تقدس نوین نپوشانیم. و سخن بقاعده بگوئیم و معنی سخنان دقیق و راز آلود را نیز نیکو دریابیم. قرآن میوه شجره طیبه شخصیت محمد (ص) بود که باذن خدا ثمر بخشی می کرد(توتی اکلها کل حین باذن ربها) و این عین نزول وحی و تصرف الهی است.» ...
امیدوارم استاد محترم عنایت داشته باشند که اگر چه ما سواد کمی داریم، ولی به همان اندازه ی ناچیزی که فارسی می فهمیم این دو مصاحبه با هم کاملاً تناقض دارند. هم موضوع بحث اولی کاملاً مشخص است و هم موضوع بحث مصاحبه دوم. اگر مصاحبه دوم اصلاحیه ای است بر مصاحبه اول که کاملاً قابل فهم است، ولی اینکه برداشت همگانی از جملات صریحِ ذکر شده در بالا را حاصل نادانی و غفلت از معنا و یا غرض بدانیم کمی عجیب است و لابد گوینده جملات هم باید تاملی بر آنچه گفته بکند و بپذیرد که این دو توضیح با هم تناقض دارند و نیاز به اصلاح گفتار است! 
پیوندهای مرتبط:
گفتگو با دکتر عبدالکریم سروش درباره قرآن ( کلام محمّد )

گفتگوی دکتر عبدالکریم سروش با روزنامه کارگزاران
کلام خدا (پست قبلی در همین باره)
خرمشاهی: اصلاحگران دینی اصول اعتقادی را خدشه دار کرده اند
آتش بر خرمن نبوت
خداوند قرآن را براي زمان و مردمي خاصي قرار نداده است
ادعاي بشري بودن قرآن در تاريخ اسلام بي‌سابقه است
اين ادعا كه الهام از نفس پيامبر مي‌آيد متأثر از بوديسم است

balatarin
Delicious
Twitter

۱۱.۹.۸۶

دو آیه

امروز به دو آیهٴ بسیار قشنگ برخوردم. گاهی تلنگری مثل این برای مغزهامون مفیده:
چه بسيار از شهرها و آباديها كه آنها را نابود و هلاك كرديم در حالي كه ستمگر بودند به گونه‏اي كه بر سقفهاي خود فرو ريختند (نخست سقفها ويران گشت و بعد ديوارها به روي سقفها!) و چه بسيار چاه پر آب كه بيصاحب ماند و چه بسيار قصرهاي محكم و مرتفع! (45)
آيا آنها سير در زمين نكردند تا دلهائي داشته باشند كه با آن حقيقت را درك كنند يا گوشهاي شنوائي كه نداي حق را بشنوند چرا كه چشمهاي ظاهر نابينا نمي‏شود بلكه دلهائي كه در سينه‏ها جاي دارد بينائي را از دست مي‏دهد! (46)
حج- آیات 45 و 46

balatarin
Delicious
Twitter

۹.۹.۸۶

اسلام و افراط گرایان

برای من بسیار دردناک بود که تروریست‏ها خود را پیرو صدیق محمّد دانسته و باور داشتند که پا در جای پای او می‏گذارند. اسامه بن‏لادن، مظنون اصلی، در حقیقت دنبال‏روی ایدئولوژی بنیادگرای سید قطب، اصول‏گرای متعصب مصری است که در سال 1966، به وسیله‏ی جمال عبدالناصر، محکوم به مرگ شد. وی معتقد بود که زندگی محمّد بر اساس اصول وحی، که از طرف خداوند به او نازل و در جهت قبول دستورات فطری وجود (خداوند) برای تنظیم جامعه‏ی انسانی، برنامه‏ریزی گردیده بود، محمّد برای نابودی جاهلیت، مسأله‏ای که معنای ادبی آن در غرب برابر با بربریت و نادانی است، جنگید. امّا بنا بر روایت سید قطب، هر عصری جاهلیت زمان خود را داراست و وظیفه‏ی مسلمانان است تا برای نابودی آن از دامان اسلام و بشریت جهاد نمایند. بر اساس همین نظریه، ابتدا مسلمانان بایستی پیش‏قراولانی برای این جهاد تدارک ببینند ... .
محمد (زندگی‏نامه پيامبر اسلام)، کارن آرمسترانگ
balatarin
Delicious
Twitter

۲۷.۵.۸۶

سه واكنش

دوستي كه با نام مستعار علف هرزه در وبلاگستان ساكن هستند مطلبي با عنوان «چرا دين را بايد نقد كرد و چگونه؟!» نوشته اند. من با نظرات ايشان اصلاً موافق نيستم، اما بحث سازنده و به دور از توهين به اين سبك را بسيار مي پسندم و اميدوارم در ميان ما مرسوم شود. اگر فرصتي پيش بيايد باز هم در مورد اين موضوع بحث را ادامه خواهم داد.

جناب دكتر مزيدي نيز مطالبي درباره دگرباشان ج-ن-س-ي نوشته اند كه با نگاهي غير احساسي و در خور توجه نوشته شده. خواسته اند كه هر كسي با ذكر نوع ديدگاهش درباره نوشته اش بحث كند كه من از ديدگاه مذهبي و اخلاقي نظرم را بيان مي كنم و البته فعلاً چيزي بيش از اين پست كه قبلاً به عنوان واكنشي نسبت به برخي رويكردها در وبلاگستان نوشته بودم، ندارم.

آقاي هدايتي ساكن آدرس كلاش ديجيتال در پستي با عنوان «مرده سوزی هندی» از واژه «شهرستاني» براي چندمين بار در مفهومي توهين آميز استفاده كرده اند كه در صورت تكرار با ادبيات خودشان بيش از اين از خجالتشان در خواهم آمد. جالب است شهري كه يك چهارم جمعيت اين مملكت را در خود جا داده يك دهم نويسندگان، هنرمندان، دانشمندان، سياستمداران و غيره را نيز به خود اختصاص نمي دهد و نمي دانم اهالي اش فخر چه را به ما مي فروشند؟

balatarin
Delicious
Twitter

۲۰.۵.۸۶

عیدتان مبارک

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

balatarin
Delicious
Twitter

۶.۵.۸۶

جوانمرد

امروز عیده و من باید به بچه های شرکت شیرینی بدم. البته شرینی تو گرمای بالای 50 درجه (که هرگز دمای واقعیش اعلام نمی شه) که نمی چسبه، ولی بستنی آی می چسبه!

به شما دوستای عزیز مجازی (که از بسیاری از آدمای دنیای واقعی دور و برم بیشتر دوسشون دارم) هم باید عیدی بدم. آخه هر چی باشه علی (ع) جد ماست. جدی که اصلاً قبول ندارم عذاب جهنم واسمون کم کنه و شفاعتمون کنه و خلاصه پارتیمون بشه. مگه می شه یکی مسئولیتش بیشتر باشه و پاسخگوییش کمتر؟ چی می گین شما؟ من؟ من پامو کردم تو کفش آخوندا؟ نه به خدا! اونا چند صد ساله پاشونو کردن تو کفش اجداد ما و درنمیارن! ای بابا! قرار نشد تلخ بشیم روز عیدی! اما... مگه می شه شیرین و شاد و خوشمزه از علی گفت. هر روز، هر ساعت، هر لحظه می بینمش که استخوان در گلو شمشیر بر فرقش می شینه. مگر نه اینکه علی عینیت حق و عدالت بود.

اول ترانه «علی» محسن نامجو و یا ترانه های زیبای مرحوم سید خلیل عالی نژاد رو بار بزارین، بعد:

تو همسایگی ما (سه چهار هزار کیلومتر اون ورتر) یه حاجی باحال می شینه که تا جایی که من می شناسمش نزول خور نیست. به زیباترین شکلی که می شد این روز رو به یاد آورد به ما تبریک گفته. بخونید:

اگه علی بود و بیت المال سالی پنجاه میلیارد دلار درآمد نفتی داشت،...

راستی یاد یه علی دیگه (شریعتی) که یادمون داد پیامبر و امامای شیعه راهنمان نه راه و مقصد، هم گرامی!

balatarin
Delicious
Twitter