web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب وبلاگستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب وبلاگستان. نمایش همه پست‌ها

۱.۹.۹۱

آیا بالاترین برترین خواهد ماند؟

شش سالی از عمر بالاترین می گذرد. در تمام این سالها این سایت نقش انکارناپذیری در وب فارسی داشته است. اما در یکی دو سال اخیر روند بالاترین چندان صعودی نبوده.
کم رونق شدن وبلاگستان به عنوان یکی از اصلی ترین مراکز تولید محتوا در این امر نقش داشته است. اما چیزی که بسیاری از بازدیدکنندگانی شبیه من را می آزارد چیزی دیگری است.
روزگاری بالاترین برآیند برترین پیوندهای وب فارسی بود. جایی که با گشت و گذاری در آن خواندنی ترین مطالب از فناوری و سرگرمی گرفته تا سیاسی و اقتصادی رامی‌شد یافت.اما این روزها چیزی که بسیار آزاردهنده است، حضور سازمان یافته برخی گروه های سیاسی است. متاسفانه پررنگ ترین حضور مربوط به گروههایی است که در عرصه سیاست نیز با «کاریزما تراشی» و «انسان پرستی» به حیات سیاسی خود ادامه می دهند. 
در واقع هواداران تندروی راس هرم قدرت داخل، مجاهدین، سلطنت طلبان و توهین کنندگان به مذهب، گروههایی هستند که به وضوح از فضای دموکراتیک بالاترین سوء استفاده می‌کنند.
معمولاً یک لینک توسط یکی از اعضای آنها ارسال می شود و بقیه به صورت هماهنگ به آن رای می دهند، امری که با فلسفه وجودی بالاترین همخوان نیست.
حالا اگر مدیران سایت با آنها برخورد کنند فریاد وامصیبتا بلند میشود که قواعد دموکراتیک زیر پا گذاشته شده و اگر هم آنها را به حال خود بگذارند جوِّ سایت را خراب می‌کنند و دیکتاتوری‌های کوچکی را سازمان می‌دهند، همان رویه ای که این گروه ها در فضای سیاست واقعی نیز دنبال می کنند.
آیا راهی برای تغییر شرایط و حل این مشکل وجود دارد؟
balatarin
Delicious
Twitter

۳.۸.۹۱

سپاس

یکی از کاربران بالاترین با نام کاربری آیلین پستهای این وبلاگ را در این سایت به اشتراک می گذارد که در بهترین دیده شدن مطالب تاثیر گذار بوده. چون راه ارتباطی دیگری نداشتم در همین صحن علنیِ وبلاگ، مراتب سپاس و امتنان خودم رو ابراز می کنم.
یکی دیگه از منابعی که خواننده های زیادی رو به اینجا هدایت می کنه ملای محترم وبلاگستان، ملّا حسنی کاناداییه که لازمه از محضر مقدس ایشون (افزون الله طنزهم) هم تشکر کنم.
از بقیه دوستان و همسایگان وبلاگستانی هم بابت همین مورد سپاسگذارم.
balatarin
Delicious
Twitter

۲۰.۴.۹۱

فهرست تحریمهای مَتَـتی

آقای دروغ چرا؟ تا قبر آآآ... چارتا چشمه. من شانسی دعوت «جادی» عزیز برای بازی وبلاگی «تحریم بازی» رو دیدم. اولاً سپاس، ثانیاً لبیک می گوییم:
 1- ولاییون تندرو، شاهزاده پرستان تندرو و رجوی پرستان تندرو که از نظر من سه روی یک سکه اند! دلیل تحریم هم اینه که به هیچ صراطی مستقیم نیستن و هیچ جوری نمیشه باهاشون به یه توافق درست و درمون رسید و فضای سیاسی رو هم کلاً غیرقابل تحمل میکنن.
2- فیلترخانه ی همایونی: آقا ما اهالی دنیای مجازی و به ویژه وبلاگستان از دست این نامردا آسایش نداریم.
3- رفیق فروشها: به نظر من شرایط اخلاقی جامعه اصلاً تو شرایط مناسبی نیست، اما به بهانه‌ی شرایط و مشکلات و غیره به رفیق نامردی کردن اصلاً و ابداً از نظر من پذیرفته نیست. بنابراین هر کی به رفیقش نامردی میکنه تحریمه، خفن!
4- هر کی به جد و آباء ما سیدا فحش میده و هر کی با دفاع احمقانه و گل‌و‌شعر گفتنش موجب تحریک فحش‌دهنده‌ها میشه. اصلاً آقا با آخوندا دعوا دارین با خودشون تسویه کنین؛ به فک و فامیل ما چیکار دارین؟
5- لاسی ها: هر کی سر کار با دخترا یا زنهای مردم لاس میزنه شدیداً تولیست تحریم ماست. به این حضرات توصیه میشه اگه عرضه دارن و موضوع مورد توافق دو طرفه یه جا تو یه تختخواب بتمرگن، اگر نه هم با لاس و لیس سر کار نه حال مردم رو به هم بزنن نه آبروی طرف مقابل رو ببرن!
گمونم همینها بسه. هر کس از بر و بچ وبلاگستان که حال و حوصله ای برا نوشتن واسشون مونده رو به بازی دعوت می کنم!
balatarin
Delicious
Twitter

۹.۷.۹۰

اطلاعیه‌ی (برای خودم) مهم

برای یکپارچه شدن آمار و اطلاعات من، لطفأ از هر کدام از آدرس فیدهای مَتَتی که استفاده می کنید، آن را به آدرس زیر تغییر دهید:
http://feeds.feedburner.com/mattati
پیشاپیش سپاسگذارم
balatarin
Delicious
Twitter

۱۴.۶.۹۰

نگاهی به بحث درآمد‌زایی در وبلاگستان فارسی


اینکه چرا بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های فارسی وقت کافی برای وبلاگ‌شان نمی‌گذارند و بسیاری از آنها پس از مدتی عطای وبلاگ‌نویسی را به لقایش می‌بخشند برای بسیاری جای سوال است.
معمولا بقای هر رسانه، حتی از نوع شخصیِ آن وابسته به درآمد‌زایی آن رسانه (به ویژه از طریق تبلیغات) است. اما وبلاگهای فارسی تا چه حد می‌توانند از این درآمدها بهره‌مند شوند؟



در این خصوص چند مانع وجود دارد:
تعداد خوانندگان
یکی اینکه: کم بودن خوانندگان فارسی و کم بودن هیت وبلاگ‌ها موجب می‌شود آگهی‌دهندگان رغبتی به آگهی دادن به وبلاگ‌ها نداشته باشند.
انحصار دولتی
عامل دوم و مهم‌تر انحصار دولت در رسانه‌داری است. بدیهی است رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی حضور بازیگری غیر از خود را برنمی‌تابند.
قوانین
سومین عامل قوانین دست و پا‌گیر و انحصار‌گرایانه به نفع رسانه‌های دولتی است. مثلاً هیچ شرکتی حق ارائه‌ی آگهی به تلویزیون‌های خصوصی و ماهواره‌ای را ندارد و یا مصوبه ی جنجالی دولت در خصوص ارائه انحصاری آگهی به روزنامه‌ی «ایران» که عرصه را بر بسیاری از رسانه های نوشتاری تنگ کرد.
سانسور و فیلترینگ
به علاوه سانسور و محدودیت آزادی بیان نیز مانع بزرگی بر سر راه درآمد‌زایی وبلاگ‌ها است. اکثر وبلاگ‌های موفق فارسی یا به دلایل امنیتی از نام مستعار استفاده می‌کنند، یا فیلتر هستند. در چنین شرایطی اکثر آنها یا خود نمی‌توانند هویت‌شان را علنی کنند و آگهی بپذیرند و یا آگهی دهندگان ریسک چنین کاری را به جان نمی‌خرند.
***
با توجه به توضیحات فوق باید دانست هر کس به فراخور گرفتاری‌هایش تا حدی می‌تواند وقت و انرژی برای خانه‌ی مجازی‌اش صرف کند و بیشتر باید مثل هر ایرانی دیگری در فکر نان باشد که خربزه آب است. هر وبلاگ‌نویسی ممکن است پس از مدتی به دلایل گرفتاری شغلی یا شخصی به کلی عطای نوشتن را به لقایش ببخشد.
خلاصه باید گفت «بی مایه فطیره!»
balatarin
Delicious
Twitter

۷.۶.۹۰

خانه‌ی مجازی من


به مناسبت روز جهانی وبلاگ
در این سالهایی که ساکن «وبلاگستان» بوده ام، شاهد تغییرات زیادی هم از نظر ساکنین و هم به لحاظ ساختاری بوده‌ام. بسیاری از کسانی که زمانی «وبلاگستان» رونق خود را مدیون آنها بود، امروزه وبلاگ نوشتن را کنار گذاشته‌اند. مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر وبلاگستان طی مدت اخیر چیست؟
شبکه‌های اجتماعی
طی سالهای اخیر شبکه‌های اجتماعی به شدت بر ساختار نوشته‌های «وبلاگستان» اثر گذاشته‌اند. تلاش برای تولید پست‌های اثرگذارِ تحلیلی و ماندگار، جای خود را به جنبه‌ی سرگرمی نوشته‌ها، زودگذر بودن آنها و مهم‌تر از همه مینی‌مالیسم داده.
مینی‌مالیسم
رونق وبلاگ‌های مینی مال از قبیل «مملکته»، «ریزنوشت»، «دختر ترشیده»، «ننه رجب» و ... گویای تغییر ذائقه‌ی خوانندگان است. امری که سبب شده بسیاری از قدیمی‌های «وبلاگستان» نیز خود را با آن تطبیق دهند. خود من در چند ماه اخیر به جای پست‌های بلند به پست‌های کوتاه و مختصر روی آورده ام و معمولا چنین پست‌هایی را پر‌خواننده تر یافته‌ام. راجع به خوب یا بد بودن این روند بحث های زیادی در «وبلاگستان» صورت گرفته و موافقان و مخالفان زیادی دارد، اما من شخصا ترجیح می‌دهم به جای قضاوت، نوشته‌هایم را با جامعه‌ی عمومی «وب فارسی» و ذائقه‌ی خوانندگان هماهنگ کنم.
اثرگذاری دو سویه‌ی جامعه و وبلاگستان
همچنین انتخابات 88 و پیامدهای آن، به ویژه فضای یأس و رخوتی که جامعه گرفتار آن شده به علاوه رادیکال شدن نظرات و رفتارها کاملاً در وبلاگستان نیز نمود یافته. نوشته های آتشین، نوشته‌های سرشار از ناامیدی، مباحثات داغ و گاهی همراه با توهین، تعطیلی وبلاگ‌هایی که صاحبان آنها در زندان هستند، بسته تر شدن فضا و محدودتر شدن آزادی‌بیان از ویژگی‌هایی است که طی این دو سال در وبلاگستان نمود داشته.
در پایان
از سال 85 تا کنون ساکن این شهر مجازی بوده‌ام. تغییرات در ساکنین و ساختارها همواره وجود داشته و در آینده نیز احتمالاً تداوم خواهد داشت. همواره از ساکنین «وبلاگستان» ،که معمولاً بخشی از نخبه‌ترین‌های جامعه‌ی ایرانی هستند، چیزهای ارزشمندی آموخته ام. افکار و عقاید بسیاری از آنها را حتی از دوستان واقعی و فامیل‌هایم بهتر می‌شناسم. بسیاری از این جمع نیز با روحیات واقعی و افکاری که در سر دارم بهتر از دوستان و فامیلم آشنایی دارند. من به راستی شیفته‌ی اینجا هستم و گمان نکنم به این زودی‌ها قصد تخته‌کردن درِ این دکان را داشته باشم، مگر آنکه سرنوشت خواب دیگری برایم دیده باشد!
مرتبط:
به هوش باشید که «روز وبلاگ» نزدیک است !
balatarin
Delicious
Twitter

۱۰.۵.۹۰

لطفاً یک لایک خرج این پست کنید

این روزها گرفتار‌تر از آن بودم که بتوانم در وبلاگ چیزی بنویسم. امیدوارم هر کس عادت به سر زدن به این خانه‌ی مجازی داشته عذرخواهی صمیمانه من را بابت خالی بودن سفره‌ی وبلاگ در این روزها بپذیرد.
راستش این روزها بارها از خودم پرسیدم: «اصلاً نوشتن یا ننوشتن من در این وبلاگ برای کسی مهم هست؟»
اگر هست، لطفاً در گوگل ریدر یک لایک خرج این پست کنید تا به تداوم نوشتن امیدوار‌تر شوم.
ارادتمند
مَتَتی
balatarin
Delicious
Twitter

۱۸.۴.۹۰

توضیحاتی درباره ی (آن کس که نداند و نداند که نداند!)

مطلبی درباره موج توهین ها و تهمت ها به مسعود بهنود به خاطر اظهار نظرش در برنامه ی پارازیت نوشته بودم. پای همان مطلب و نیز در بالاترین کامنت های زیادی گذاشته شد که گمان کنم بد نیست پاسخ برخی از آنها را مطرح کنم:
1- دوستی گله کردند که چرا با کنایه از لفظ چگوارا و چامسکی استفاده کردم. دلیلش عصبانیت از رفتارهای عجیب برخی دوستان بود و از این بابت متاسفم.
2- اینکه چرا نیک آهنگ و بهنود را با هم عنوان کردم: چون در هر دو مورد بی دلیل موجی از بهتان و دشنام در شبکه های اجتماعی و بالاترین به راه افتاد.
3- با انتقاد و نوشتن یادداشت هایی در ردّ ادعای آقای بهنود ابداً مخالف نبوده و نیستم، بلکه شدیداً مخالف جریان سازی و تهمت و دشنام در مواردی مشابه هستم.
4- نه قصد رأی دادن دارم و نه قصد تشویق مردم به شرکت در انتخاباتی که لیست قبولی هایش از مقامات بالا می آید، ولی معتقدم آدمی مثل بهنود که نه در سیاست کم دانش است و نه در تاریخ، بی دلیل و شانسی سخن نمی گوید و باید حرفش را شنید و بدان دقت کرد.
5- ابداً منکر تاثیر گذاری روشنفکرها و فعالین اینترنتی بر فضای سیاسی و فکری کشور نیستم، ولی نظرات مردم عادی جامعه و افراد پایین تر از متوسط جامعه (که تعدادشان هم کم نیست) را هم نمی توان نادیده گرفت.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۱.۴.۹۰

رابطه ی فیل بزرگ و وبلاگ هایی که می خوانم

هر وبلاگ فیلتر شده ای لزوما وبلاگ خوبی نیست، اما هر وبلاگ خوبی لزوماً فیلتر شده است!
در پرانتز: البته هر قانونی استثناهایی هم دارد.
balatarin
Delicious
Twitter

۱.۲.۹۰

درخواست کمک خوراکی برای مَتَتی

خدمت کلیه همسایه های محترم وبلاگستانی
با سلام
بخشی از خواننده های محترم این وبلاگ از طریق (feeds2.feedburner.com/mattati) مشترک هستن، و بخشی دیگه از طریق (feeds2.feedburner.com/mattati). مسئله اینجاست که واسه آمار و لایکها و کامنتها و غیره بدجوری اوضا قاطی پاطی شده (دو جا تقسیم شده). تا جایی که قبل از اینکه متوجه قضیه بشم داشتم دپرس می شدم از کمبود بازخورد!
واسه اینکه این دو آدرس فید رو یه کاسه کنم، کسی راه حلی بلده؟ لطفاً اگه می تونید حتماً حتماً حتماً کمک کنید.
balatarin
Delicious
Twitter

۲۳.۱۱.۸۹

فیلتر شدیم + پایان یک دیکتاتوری

1- هنوز یک هفته هم نشده به این خانه تازه اسباب کشی کرده ام و مدتی هم هست که بسیار کمتر از مسائل سیاسی و اجتماعی نوشته ام تا هم اعصاب راحت تری داشته باشم و هم این حضرات به این خانه مجازی ما کرم نریزند. اما متاسفانه فیلترخانه همایونی که این روزها بیش فعال شده دوباره ماتحت فیل کبیرشان را بر دهان این وبلاگ نهاده اند. راستش دیگر دارم از این موش و گربه بازی خسته می شوم. ولی مثل برخی همسایگان وبلاگستانی در دکان را نمی توانم تخته کنم، بنابراین امیدوارم به ابزار گذر از فیل بزرگ مجهز باشید. چون تا مدتها ما در همین خانه باقی خواهیم ماند.
2- مبارک پس از سی سال از قدرت کناره گیری کرد. سایه دیکتاوری از روی مصر برداشته شد. امیدوارم این شروع یک دوره مردم سالاری واقعی باشد و آنها به سرنوشت برخی کشورهای دیگر خاورمیانه (گذر از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری جوانتر) مبتلا نشوند. این عدد سی هم انگار عدد مقدسی است، نه؟!
balatarin
Delicious
Twitter

۲۵.۸.۸۹

مرزهای آزادی بیان کجاست؟


بالاترین یکی از خوش یمن ترین اتفاقات وب فارسی بود. آمدنش جانی تازه به وب داد و محیط مردم سالارانه ی آن سبب گردید بدون نیاز به ساعتها ول چرخیدن در اینترنت در پی بهترین مطالب روز فارسی، همه آن مطالب را در یک سایت ببینیم.
همچنین با توجه به بیننده زیاد این وبسایت امکان آن فراهم شد تا وبلاگهای مفید تازه و وب سایت های ارزشمند ولی کمتر شناخته شده فارسی شناخته شوند و بازدید آنها به طور چشمگیری افزایش یابد.
با فراگیر تر شدن خدمات وب 2 در میان فارسی زبانها و پاتوق شدن سایت هایی مثل توییتر، فرند فید، فیسبوک و ... تولید محتوای فارسی و شناخت از دنیای وب فارسی و وبلاگستان باز هم بیشتر شد و امکان تولید محتوا برای همه افراد جامعه فراهم گردید.
این موضوع اگر چه امری مبارک و مفید بود، ولی متاسفانه استفاده های نامناسب از این سرویس ها نیز به شدت گسترش یافت. بی تجربگی نویسنده ها و خامی نوشته ها سبب گردید برخی از مطالب تولید شده در سایتهای وب دویی به هزل، دشنام گویی و دروغ پردازی اختصاص یابد.
حالا وب فارسی با سیلی از کاربران پرشور و بسیار جوان مواجه بود که خود محتوا تولید می کردند و تمایل داشتند همراه با دوستان شان حلقه هایی را تشکیل دهند و همان مطالب را در مهمترین وبسایت فارسی زبان (حداقل از دید اهالی وبلاگستان) انتشار دهند.
اخبار دروغی مثل خبرهای کذب روزهای اعتراضات، خبر مرگ جنتی، خبر مرگ برخی هنرمندان، توهین های ناشایست به افتخاری و اوتادی و دشنام و توهین به مقدسات مذهبی موجب گردید بسیاری از نخبگان وب فارسی اعتماد شان را به کلی به بالاترین و اخبار منتشره در آن از دست دهند. موضوعی که مطمئناً موجب خرسندی نیروهای آنلاین حاکمیت می شد.
مدتهاست که بسیاری از اهالی اندیشه در وب فارسی خواستار قوانینی بودند که محیط بالاترین دوباره به محیطی پربار و حاوی بهترین و بالاترین اخبار و اطلاعات فارسی مبدل شود. طبعاً قوانینی که منصفانه باشد و ضمن آنکه آزادی بیان منتقدین به هر کس و هر چیز را محدود نکند مانع دشنام گویی و دروغ پردازی شود می تواند در این رابطه راهگشا باشد.
این سوال همواره هم در میان فیلسوفان و هم در میان مردم عادی وجود دارد که :«مرزهای آزادی بیان کجاست؟» و تا کنون هم کسی جوابی قطعی برای آن نیافته، اما بی گمان پشتیبانی از توهین به مقدسات و دروغ پردازی نمی تواند مصداق آزادی بیان باشد.
سایت بالاترین نوشتن مطالب افراد در پهنه بی نهایت وب را محدود نکرده، ولی بدیهی است حق دارد قوانینی داخلی وضع کند که این سایت برای خوانندگان فارسی قابل اطمینان باقی بماند.
مرتبط:
نصیحتی دوستانه به مدیران بالاترین (مخالف)
بالاترینی که می شناختم!(مخالف)
مراقب حریم های اخلاقی باشیم
سلام بالاترین(موافق)
بی جنبه بازی یک گروه، در مقابل اصرار بالاترین به قانونگرایی(موافق)
balatarin
Delicious
Twitter

۲۴.۷.۸۹

بر نبش مزار فیلترکچی

برای چندمین بار فیل کبیر ماتحت بزرگش را بر فرق سر این وبلاگ گذاشته. حالا که خودتان سرشوخی را بدجوری باز کرده اید این دوبیت شعر مجدداً تقدیم روح پر فتوح اصحاب فیلترخانه سلطنتی و اربابان ایشان می گردد:

هی خانه به خانه، در به در کوچیدیم
بر بازی خود و فیلترک خندیدیم
آواره شدیم و دوستان در پی ما
بر نبش مزار فیلترکچی ریدیم
balatarin
Delicious
Twitter

۱۶.۶.۸۹

خوشحالم که اهل وبلاگستان هستم


به مناسبت شانزدهم شهریور ماه، روز بلاگستان فارسی
اولین باری که وارد اینترنت شدم هنوز یادم هست. همراه دوستی که وارد شدن به این دنیای حیرت انگیز را بلد بود، توی یک کافی نت نشسته بودیم و من تا ساعتها پس از آن غرق حیرت بودم و احساس عجیبی داشتم. امکان استفاده از آن همه اطلاعات و ارتباط با هرکس که دلت بخواهد در هرجای دنیا، لذتی وصف ناشدنی بود. پیش از آن درباره اش شنیده و خوانده بودم، اما شنیدن کی بود مانند دیدن!
بعدها همه چیز را در اینترنت امتحان کردم. ساعتها چرخ زدن در سایتهای وب1، چت کردن با هر تنابنده ای که حوصله فَک زدن داشته باشد از سراسر دنیا، عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی رایج آن روزها مثل اورکات و گزاگ، اداره کردن یک وبسایت و ... .
همه اینها بود تا اینکه با وبلاگ آشنا شدم. گمانم اولین دفعه ها از طریق وبلاگ آقای ابطحی و وبلاگ نیک آهنگ بود. سایر وبلاگهای فعال و اسمی آن روزها وبلاگ سلمان، یک پزشک، خوابگرد، الپر، جمهور، خورشید خانوم، پرستو دوکوهکی و ... بودند که بسیاری از آنها حالا وبلاگ نویسی را کنارگذاشته اند و برخی هنوز هم از فعال ترین های وبلاگستان هستند. برای من که همیشه شیفته خواندن و نوشتن و دانستن هستم محیط بسیار وسوسه کننده ای بود. تا جایی که یادم هست از تابستان 84 این وبلاگ را شروع کردم و تا حالا سعی کرده ام حداقل دو روزی یک بار آن را بروز کنم.
باید اعتراف کنم با آنکه تقریباً تمامی سرویسهای اینترنتی را آزموده ام، هیچ کاری در اینترنت برایم از وبلاگ نویسی مفیدتر و لذت بخش تر نبوده. بودن در جمعی که هر کدام در رشته ای سرآمد هستند و هر کدامشان منبعی برای دانایی، اجباری دائمی برای به روز بودن اطلاعات و مطالعه کردن، اجباری دائمی برای نوشتن که باعث می شود در نوشتن فرزتر و چالاک تر باشم، لذت داشتن دوستانی نادیده که هر کدام در یک جای جهان هستند و از بسیاری آدمهای دور و برم در دنیای واقعی بیشتر دوستشان دارم و بسیاری عوامل دیگر سبب این علاقه من به وبلاگ و وبلاگ نویسی هستند.

balatarin
Delicious
Twitter

۲۱.۱.۸۹

وداع با یکی از اهالی عزیز وبلاگستان


امروز در نوشته های دوستان خواندم که ناخدا میداف دار فانی را وداع گفته. از دنیا رفتن یکی از اهالی وبلاگستان مایه اندوه و تاسفه. خدمت خانواده محترم ایشون و همه اهالی وبلاگستان تسلیت می گم. برای ایشون آرزوی آمرزش و آرامش دارم.
کشتی وبلاگستان بی ناخدا شد
balatarin
Delicious
Twitter

۹.۹.۸۸

تغییر مجدد آدرس

با عرض معذرت از بازدیدکنندگان محترم به دلیل گریز از فیل بزرگ باز هم آدرس عوض کردیم:
http://mattatti4.blogspot.com
balatarin
Delicious
Twitter

۲۰.۷.۸۸

نامه جمعی از وبلاگنویسان برای آزادی الپر و سایر اهالی وبلاگستان


روزگاری دور و نزدیک در پرسه‌های اینترنتی خود به صفحه‌یی در اینترنت برمی‌خوردیم که در بالای صفحه‌ی آن نوشته شده بود «پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم». علی پیرحسین‌لو از دوستان قدیمی‌مان در وبلاگ‌ستان پارسی نویسنده‌ی این صفحه بود که مانند بسیاری از ما اندیشه‌ها و تفکرات خود را در وبلاگ‌اش بدون پرده‌پوشی و با شجاعت می‌نوشت.

در گیر و دارهای حوادث بعد از ۲۲ خرداد و در ادامه‌ی بازداشت گسترده‌ی روزنامه‌نگاران و نویسنده‌گان و اهل اندیشه که همه از سر کینه‌توزی و انتقام بود،علی پیرحسینلو یا همان الپر قدیمی وبلاگ‌ستان به همراه همسرش (فاطمه ستوده) بازداشت و روانه‌ی زندان شده است. همسرش در ابتدای امر آزاد شد، ولی علی هم‌چنان زندانی است…

اکنون بیش از سه هفته است که علی دوست و همراه قدیمی‌مان زندانی است و در زندان اوین حال و روزگار او از ما و خانواده و همسرش پوشیده است. کسی که بدون پرده پوشی می‌نوشت، اکنون در غباری از بی‌خبری در زندانی نگه‌داری می‌شود که جای و او امثال او آن‌جا نیست. در زندانی که دیگر دوستان وبلاگ‌نویس‌مان‌، هم‌چون محمدعلی ابطحی، هنگامه شهیدی، فریبا پژوه و بسیاری دیگر در بازداشت به سر برده و از کانون گرم خانواده‌ی خود دور هستند؛

برای این‌که اعتراف کنند به ناکرده‌ها، برای این‌که پرونده‌شان مشروعیتی باشد برای دولتی که مشروع نیست، برای این‌که بدون پرده پوشی سخن گفتن در این دیار جرم محسوب شده و سرانجام صادقانه نوشتن و صادقانه زنده‌گی کردن و صادقانه اندیشیدن زندان است و از دیدگاه تمامیت‌خواهان جرم.

پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم؛ علی پیرحسینلو مجرم نیست، جای او زندان نیست، بازداشت و زندانی کردن او و بازداشت دیگر دوستان‌مان که اکنون ماه‌ها است در زندان‌اند و زیر فشارهای نامتعارف و غیرقانونی و غیر انسانی، بازداشت همه‌ی ما وبلاگ‌نویسان ایرانی است.

پوشیده چه گوییم همینم که هستیم؛ ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی خواهان آزادی علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگ‌نویس‌مان هستیم. ما می‌خواهیم که وی هر چه زودتر نزد خانواده و همسرش بازگردد و پرونده‌سازی و تهمت و افتراها از روی او رخت بربندد. ما وبلاگ‌نویسان ایرانی حضور علی پیرحسینلو در زندان را بر خلاف موازین حقوق‌بشر و رفتاری غیرقانونی و غیرانسانی می‌دانیم. ما خواهان آزادی هر چه سریع‌تر علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگ‌نویس دربندمان هم‌چون هنگامه شهیدی، محمدعلی ابطحی و فریبا پژوه هستیم.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۷.۴.۸۸

قصه مَتَتی چهارچشم و ماتحت فیل کبیر

هفت هشت سالم بود. رفته بودم ده. مهمان خانه عمویم بودیم. دو تا از پسرعمو ها به همراه دائیم (که همسن من است) سوار خر عمو شده بودند و حسابی از خرسواری خرکیف بودند! من و یکی دیگر از پسرعموها سرمان بی کلاه مانده بود و از حق مسلم خرسواری محروم شده بودیم. وقتی خواهشهای ما بی نتیجه ماند، به سرعت نقشه ای موفق را پیاده کردیم. چوب بلندی را در ماتحت خر فرو کردیم. خر جست و خیز و لگد پرانی را شروع کرد و هر سه نفرشان را وسط خارها روی زمین کوبید. صورتهای خونین و مالینشان هنوز توی ذهنم هست!
غرض اینکه حالا فیل بزرگ دو سه هفته ای است کپل گنده اش را روی این وبلاگ انداخته. هر چه هیچ ننوشتم تا بلکه نشیمنگاه بدبویش را از روی خانهٔ مجازیم بردارد افاقه نکرد. چنانچه کسی از دوستان محل دقیق ماتحت حضرت فیل کبیر را بلد است اطلاع دهد تا چوبی درخور آن ماتحت عظیم در آن فرو کنیم تا دلمان خنک شود.
balatarin
Delicious
Twitter

۷.۴.۸۸

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان درباره‌ی وقایع اخیر

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events:1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people’s legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran’s Constitution which emphasizes “Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam.”

2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.

3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.

A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
balatarin
Delicious
Twitter

۱۹.۱۰.۸۷

ای بر پدر بلاگر!

دوست مجازی عزیز، جناب بامدادی سعی کرده در این وبلاگ کامنت بگذارد و از قرار با مشقات فراوانی مواجه شده (ای بر پدر بلاگر لعنت!). ضمناً دور از چشم سید یوسف و شرکا من را به ورود به جمع وردپرسیها وسوسه نمود.
در مورد کامنتهای بلاگر عرض شود که:
1- اگر سایر دوستان هم با مشکل مواجهند با ایمیل خبر دهند.
2- از یکسو کامنت دانی بلاگر خوب کار نمی کند و از سوی دیگر اگر بخواهم از سایر سرویسهای استفاده کنم باید یک عالمه کد را به خورد وبلاگ دهم که طبعاً سنگین می شود و بارگیری شدنش سخت تر.
اما در رابطه با وردپرس:
1- طبعاً دوستان هم قبول دارند که تغییر آدرس در رابطه با خواننده های دائم هزینه های سنگینی دارد.
2- با رفتن از بلاگر از خدمات و الطاف بیکران مستقیم گوگل محروم خواهم شد.
3- در وردپرس استفاده از اچ تی ام ال و جاوا به هیچ عنوان به راحتی بلاگر نیست و دست آدم بدجوری بسته می شود (منظورم استفاده از دامین خود وردپرس است.).
4- صفحه ورودی وردپرس بد جوری فی... است و هر روز که نمی شود با اره و تیشه وارد وبلاگ شد!
خلاصه اینکه مانده ایم چه خاکی بر سر بریزیم که هم از کامنت و الطاف دوستان آی تی باز وطنی بهره مند باشیم و هم از الطاف برادران آی تی ساز دیار کفر و شیطان بزرگ!

balatarin
Delicious
Twitter