web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزش. نمایش همه پست‌ها

۶.۱۱.۹۱

اندر احوالات مساوی اتفاقی

»سخته دو تیم تو بازی رفت و برگشت هیچ گلی نزنن، این کار فقط از استقلال و پرسپولیس براومد!» عادل فردوسی پور
از اونهایی که این نمایش دربی رو ترتیب دادن گله ای نیست. پول میگیرن که همین نمایشها رو بازی کنند.
اما متعجبم از مردمی که علی رغم دیدن این وضع مسخره از دورافتاده ترین نقاط ایران میرن ورزشگاه آزادی.
البته از اونها بدتر ماییم که نود دقیقه وقتمون رو پای تلویزیون حروم میکنیم.

balatarin
Delicious
Twitter

۲۲.۶.۹۱

از کوزه همان برون تراود که دراوست

قصه کاملا تکراری است. انگار همه چیز توی یک چرخه ی پایان ناپذیر گیر کرده و تغییر نمی کند:
تیم ملی فوتبال بد بازی می کند. تیم می باخد. آهسته آهسته شانس رفتن به جام جهانی کمرنگ می شود. همه غر می زنند. مسولین فدراسیون منکر هر گونه مشکلی می شوند. بازیکنان و مربی تیم ملی زمین و زمان و تماشاگر و داور و توپ جمع کن را مقصر می کنند. تحلیل پشت تحلیل، اما تغییر مثبتی در کار نیست.
سرآخر وقتی مطمین شویم به جام نمی رویم مربی اخراج خواهد و همه کاسه کوزه ها بر سر او خواهد شکست و چند ماهی همه به او فحش خوهند داد و روز از نو، روزی از نو. حالا دیگر بهترین مربیان جهان هم از پس فوتبال ما بر نمی آیند.
اصلا مگر می شود همه چیزمان به همه چیزمان نیاد؟ فوتبال هم یک بخش از اوضاع خراب ماست. ژاپن و کره همه چیزشان عاقبت به خیری است، فوتبالشان هم به تبع آن!
همیشه: یادمان می رود که:
»از کوزه همان برون تراود که در اوست»
balatarin
Delicious
Twitter

۱۵.۶.۹۱

پهلوانها و معلولها

بازی حال به هم زن تیم ملی با اردن رو دیدم. همزمانش وزنه برداری پاراالمپیک هم برگزار می شد. به پهلوونی مثل سیامند رحمان میگن معلول، اونوقت به این لنگ و لوک و چفت و شل و خل و چلا میگن ستاره!عجب طنزی داره روزگار!
تنها نکته جالب اینه که با تبلیغات دور زمین صدا و سیما مجبور شد واسه شبکه جم تبلیغ کنه! فکرش رو بکن، صب تا شب فحش میدن به شبکه های ماهواره ای اونوقت ناخواسته مجبور میشن واسشون تبلیغ کنن.
راستی کی پشت همچین شبکه هایی هست که میتونن حق پخش المپیک و یا اینهمه فیلم و سریال رو بخرن؟
balatarin
Delicious
Twitter

۱۹.۹.۹۰

از آمدن و رفتن تو سودی کو؟

وقتی به ناحق بیایی و با هل و زور بمانی، با خفّت خواهی رفت. باشد که پند گیریم!

سوره پرسپولیس، آیه یک
balatarin
Delicious
Twitter

۴.۷.۹۰

فتح پرسپولیس


برادران نظامی همچنان در حال فتح سنگر به سنگر ایران هستند. آخرین سنگر فتح شده، پرطرفدارترین تیم آسیاست! چنین پیش برود، زود باشد که جایگاه‌های اول و دوم هرم قدرت راهم فتح کنند. پاسدارها هم می توانند فقیه جامع الشرایط باشند، نمی توانند؟!
آن بنده خدا یک چیزهایی می‌دانست که می‌گفت: «ای کاش من هم یک پاسدار بودم!»
balatarin
Delicious
Twitter

۲۶.۶.۹۰

ماجرای واقعی: فرصتی برای شادی

تلفن زنگ می زند.
فرید: «الو بفرمایید.»
هادی: «فرید کدوم تیم برد؟»
فرید: «هادی توئی؟ استقلال برد. از کی تا حالا فوتبالدوست شدی؟»
هادی: «حالاش هم نشدم. می خوام برم بوق بوق بازی و رقاصی!»
فرید: «آهان. تعجب کردم!»
هادی: «راستی تیم برنده لباسش آبیه یا قرمز؟»
فرید: «واسه تو چه فرقی می کنه؟»
هادی: «می خوام بدونم با کدوم پرچم برم خیابون، که سوتی ندم.»
balatarin
Delicious
Twitter

۲۷.۵.۹۰

درسی گرانبها از غائله‌ی پرسپولیس

وقتی دایی باشی و سر جلوی قدرت خم نکنی و تملق‌گوی اصحاب قدرت نشوی؛ حتی اگر گاهی اشتباه کنی یا بد‌اخلاقی کنی، مردم دوستت خواهند داشت. مردم (حتی هواداران تیم رقیبت) به تو احترام خواهند گذاشت.
اما اگر هم پیاله‌ی اصحاب قدرت شدی و در برابر قدرت و ثروت سر خم کردی، چه قوی‌ترین مرد جهان باشی، چه مدیرعامل پرطرفدارترین باشگاه آسیا و چه مربی آن، مردم تو را کنار خواهند گذاشت و فراموشت خواهند کرد.
هر جای هرم قدرت که هستیم، پشت هر میزی که نشسته‌ایم، هر ثروت و مکنتی که داریم، این درس یادمان باشد!
در پرانتز:
(اگر به سه لینک فوق مراجعه کنید، دلیل نارضایتی از کاشانی و استیلی و حمایت مردم از دائی را بهتر متوجه خواهید شد)
balatarin
Delicious
Twitter

۳.۳.۹۰

ناصر خان شجاع: سفر یک اسطوره


ناصر خان رفت. حالا آبی های پایتخت یکی از بزرگترین اسطوره های شان را از دست داده اند.
ما زمان بازی کردن اش را ندیده بودیم. هر چه بود محدود بود به فیلم های بازی هایش که بعد ها دیدیم و هر کدام را که دیدیم احترام ما نسبت به او بیشتر شد.
اعتراف می کنم همیشه ته دلم آرزو داشتم سن او که باشم بتوانم به همان خوش تیپی او باشم. خیلی خوش تیپ و شیک پوش بود، اما این تنها خصیصه ی ارزشمندش نبود. او یکی از تحصیلکرده ترین فوتبالیست های ایرانی بود و همین هم باعث تمایزش از خیلی از آنها می شد.
وقتی ای اف سی به عنوان دومین دروازه بان قرن آسیا انتخابش کرد، چه قدر پزش را به رفقای پرسپولیسی دادیم! هنوز هم وقتی مربی های استقلال ترسو و محافظه کارانه بازی می کنند، همه ی آبی ها یاد آن بازی مقابل العین امارات می افتند که استقلال به امتیاز بازی احتیاج داشت و ناصر خان شجاعانه چهار فروارد گذاشت و العین را لِه کرد. اما این شجاعت منحصر به زمین سبز فوتبال نبود، او در دفاع از حق ملتش هم شجاعت و صراحت از خود نشان داد تا از معدود اسطوره های فوتبال شود که در میان هوادارن هر دو باشگاه بزرگ پایتخت هوادار داشته باشد.
از صمیم قلب برایش طلب آمرزش دارم. یادش جاودان!
balatarin
Delicious
Twitter

۲۶.۵.۸۹

پاسدارها و ورزش

در مورد دعوای علی کریمی و سردار آجرلو یک نکته هست که علی رغم خطرش دلم می خواد ذکر کنم:
این پاسدارها که سیاست(دولت نهم و دهم، قالیباف، رضایی، فیروزآبادی، جعفری و ...)، اقتصاد(محصولی، علی آبادی، رفیقدوست، قرارگاه خاتم و ...) و فرهنگ (صفار، ضرغامی، و...) را عرصه تاخت و تاز خود ساخته اند، نمی شود لااقل ورزش مملکت را کمتر مستفیذ کنند!
balatarin
Delicious
Twitter

۱۱.۱.۸۹

همت ذوب آهنی ها و بی عرضگی مدیرای دولتی ایران


دیشب که بازی ذوب آهن با بنیادکار ازبکستان رو می دیدیم و از برد سزاوارانه این تیم لذت می بردیم، بسیار متعجب بودیم که چرا بازیکنای این تیم دقایق آخر تا این حد خسته و وارفته هستن. با وجودی که حریفشون مسن تر بود و ده نفره شده بود، ولی باز هم اونا حتی نای راه رفتن هم نداشتن. یکی از دوستا همون موقع گفت احتمالاً بیچاره ها رو با اتوبوس تا ازبکستان بردن. البته اوضاع اینقد خراب نبوده ولی به هر حال تو این آدرس خوندم که بی عرضگی مسئولین باعث شده اونها مدت طولانی تو فرودگاه مشهد علّاف بشن، بعد هم با صرف کیک و ساندیس عازم ولایت غربت بشن (مگه راهپیمایی مردمیه؟!).
اولاً که باید به همت قابل تحسین جوونهای خوب ذوب آهن و مربی فوق العادشون آفرین گفت که با این همه مصیبت باز هم سرافراز به ایران برگشتن.
ثانیاً آخه این مدیرا و مسئولین دولتی و کشوری کی می خوان یه ذره عرضه و لیاقت از خودشون نشون بدن؟
مرتبط:
كاروان ذوب‌آهن با خوردن كيك و سانديس عازم تاشكند شد
بعد از اصفهان فیل بزرگ در خانه هم زانو زد
balatarin
Delicious
Twitter

۸.۱۱.۸۸

وقتی نمی توانی پهلوان باشی!


وقتی آدم به جای پهلوان بودن قهرمان بودن را انتخاب کند و یا حاضر باشد به خاطر پول و مقام به هر پلشتی ای تن در دهد، آن می شود که در وزنه برداری کشورمان رخ داد.
مسئولین فدراسیون به همراه قهرمانی که روزگاری نه چندان دور به او افتخار می کردیم و از دیدن موفقیتش لذت می بردیم دست به دست هم دادند تا یک آبروریزی جهانی را برای ایران ترتیب دهند. و این پلشتی ها اینقدر زشتند که آدم نمی داند چه باید بگوید. مسلماً رفتار جوانمردانه هادی ساعی در ماجرای زلزله بم و کرنش نکردن او به اصحاب قدرت سبب احترام دو چندان مردم به او شده، ولی اگر رضا زاده روحش را به اصحاب قدرت نمی فروخت قصه اش اینگونه می شد که در این نظر سنجی چنین منفور مردم باشد؟
در سریال امام علی واگویه ی بسیار زیبایی از زبان عمر و عاص بود که:
"وقتی نمی توانی علی باشی، معاویه می شوی، و وقتی نمی توانی مالک اشتر باشی، عمروعاص می شوی"
و من اضافه می کنم وقتی نمی توانی تختی یا ساعی باشی، رضا زاده می شوی!
مرتبط:
شرح زجر آور نامردیهای مسئولین فدراسیون وزنه برداری علیه ورزشکاران تیم ملی را در این آدرس بخوانید.
جهان‌پهلوان غلامرضا تختی و غلام‌خواجگان حسين رضازاده
balatarin
Delicious
Twitter

۲.۹.۸۸

خشم دولتی ها از متلک های فردوسی پور


شجاع ترین مردم کسی است که حرف حق را بزند. (حضرت امیر)
به نظر می رسد فردوسی پور پیه خیلی از دردسرها را به تنش مالیده. او در چند هفته اخیر زیرکانه و با همان لحن طنز عالی اش برخی مسائل کشور را به چلش کشیده. گفته های او اگر چه به محبوبیت هر چه بیشتر او در میان مردم انجامیده ولی بی گمان موجب خشم دولتی ها و هم پالکی هایشان شده. این خشم به حدی است که در سایت جهان نیوز آمده:
«دو هفته پیش هنگام صحبت با سرپرست صبا با کنایه وبا زیرکی بحث پارازیتهای ماهواره ای را پیش کشید ! و در هفته گذشته این روند همچنان ادامه داشت و به غیر از این که در مصاحبه ای چالشی انتقادهای وارد به افشین قطبی را مطرح کرد، مساله منشور اخلاقی را پیش کشید و ادعا کرد فدراسیون با دخالت خود زندگی بازیکنان را به چالش می کشد و اخر هم دست به افشاگری زد و از دخالت روابط خانوداگی در انتخاب مدیرعامل سایپا (فامیل رحیم مشایی) پرده برداشت !»
این سایت که معمولاً تفکرات موجود در میان لایه حاکم را می توان در آن یافت، معتقد است که برنامه نود « در چند هفته اخیر تا حدی از خط قرمز عبور کرده».
بدیهی است سیستم فعلی افرادی مثل برخی همکارن فردوسی پور را می پسندد که در حد تهوع آوری تملق و چاپلوسی مسئولان ورزشی را بکنند و بعد در بدترین بازیهای تیم ملی فریاد زنان یک جایشان را ریاکارنه بدرند و تمجیدهای مداوم داشته باشند تا وانمود کنند که عرق ملی دارند.
با این حساب بعید به نظر می رسد عادل نداند که دارد سر در دهان شیر می برد! به گمان من سواد، تخصص و از همه مهمتر شجاعت او تحسین برانگیز و مثال زدنی است.
balatarin
Delicious
Twitter

۱۸.۱.۸۸

پیش گویی های فوتبالی


اکنون که دست توانمند مهرورزانِ عالم سیاست از آستین فدراسیون برتر آسیا به درآمد و به جای برداشتن ابروی تیم ملی چشم وی هدف قرار گرفت، کارشناسان امر پیش بینی می کنند برای راه یابی تیم ملی به جام جهانی اقدامات زیر صورت خواهد پذیرفت:
1- با توجه به اعصاب به شدت خرابِ جناب سرمربی، قرصهای روانگردان و آرامبخش نُقل محفل ملی پوشان خواهد شد.
2- اعضای تیم ملی کلیه نمازهای قضای خویش را بر جای خواهند آورد.
3- ورق بازی در اردوی تیم ملی مستوجب اشد مجازات خواهد شد.
4- جهت آماده سازی تیم ملی اردویی سازنده در مناطق عملیاتی و همراه با راهیان نور برگزار خواهد گردید.
5- تیم ملی کلیه حاشیه هایی را که کم و کسر داشت مجدداً به دست خواهد آورد و در هر شکست داور، تماشاگران، مافیای فوتبال، شفیع زاده اهوازی، علی دائی و دوست دختر قطبی مشترکاً مسئولیت شکست را بر عهده خواهند گرفت.
6- جناب استاد اسدی در اسرع وقت برای ترمیم خط دفاعی به تیم ملی دعوت خواهد شد.
لازم به ذکر است که تا کنون تکذیبیه ای در خصوص اخبار فوق از فدراسیون دریافت نگردیده.
balatarin
Delicious
Twitter

۹.۱.۸۸

استفراغ ورزشی


1- چند روز پیش استقلال با آن بازی تهوع آورش و ادعاهای مسخره جناب مربی گند زد به اعصابمان، حالا تیم ملی عیشمان را تکمیل کرد به سلامتی!
2- یکی نیست به این رئیس جمهور بدشگون بگه کمپینهای تبلیغاتیش رو تو ورزشگاهها برگزار نکنه؟! رفت دیدن کشتی تو اوج قدرت باختیم، رفت استادیوم فوتبال بازی برده رو با فضاحت باختیم.
3- دلم می خواد بدونم علی دائی یه درصد، محض رضای خدا یه درصد مردونگی داره تا از مربی گری استعفا بده؟ تو بازیگریش که نشون داد نداره، تو مربی گری هم بعیده!
4- چطور بدون مهاجم قرار بود عربستان رو شکست بدیم؟ ما تازه از دقیقه 70 مهاجم دار شدیم اون وقت آقای مربی اینقد روش زیاده که می گه دو تا مهاجم داشته. لابد حسینی و کعبی مهاجم بودند! ما هم که گوشمان دراز است.
balatarin
Delicious
Twitter

۴.۱۲.۸۷

دروغ و ریاضی


دیشب آقای علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی در برنامه ای تلویزیونی (نگاه یک) حاضر شد. در این برنامه ایشان نه تنها ساخت بناهای ورزشی را در پیش از انقلاب نزدیک به هیچ به حساب آورد بلکه مدعی شد که تا قبل از سال 84 تقریباً کار چندانی در این خصوص صورت نگرفته!
همچنین آقای علی آبادی مدعی شد که در سه سال اخیر 3000 بنای ورزشی ساخته شده!
آدم از این همه دروغ حیرت می کند. ورزشگاه آزادی با آن عظمت و ورزشگاه امجدیه که هنوز مثلشان را نتوانسته ایم در تهران احداث کنیم پیش از انقلاب ساخته نشده اند؟ در ولایت خود ما دو ورزشگاه هست که یکی متعلق به قبل از انقلاب است و دیگری در دوره هاشمی شروع شد و در دوره خاتمی پایان یافت. یعنی دو دولت بدون زدن ریشه هم کار را تکمیل کردند.
از دروغ عجیب اول شاید بشود گذشت (که دیگر عادی شده در این دولت) اما از دروغ دوم چطور می توان چشم پوشید. 3000 ورزشگاه در سه سال یعنی:
365روز ضرب در 3 مساوی است با 1095 روز
3000 تقسیم بر 1095 مساوی است با 2/7
یعنی به طور متوسط این دولت روزی 2/7 ورزشگاه افتتاح کرده! اگر تمام امکانات اروپا را هم به کار بگیرند گمان نکنم این کار شدنی باشد.
به علاوه اگر به طور متوسط برای هر پروژه ورزشی مبلغی حدود یک میلیارد در نظر بگیریم برای 3000 پروژه ورزشی مبلغی حدود 3000 میلیارد تومان خرج شده. واقعاً دستگاه ورزش ما توان این را دارد که سالانه یک میلیارد دلار خرج ساخت و ساز کند؟
نتیجه اخلاقی:
مدیر محترم، اول یک کلاس ریاضی تقویتی بروید بعد در تلویزون دروغ بگویید!
پیوند:
مقصران شکست المپیک معرفی می شوند (شرح صحبتهای علی آبادی در صدا و سیما)

balatarin
Delicious
Twitter

۲۶.۱۱.۸۷

نمایشنامه مبتذل سرخابی


نمایشنامه آغاز می شود. بازیگرانی که زمانی بازیکن بودند به زمین می آیند. نیمه اول نبردی خنک و بی مزه در میانه میدان جریان است. در نیمه دوم استقلالیها گلی را به ثمر می رسانند. سپس وزنه هایی چند کیلویی به پاهایشان بسته می شود و عقب می نشینند تا طبق متن نمایشنامه قرمزها گل تساوی را بزنند. متاسفانه قرمزها در این فصل ضعیف تر از آنند که خودشان بتوانند آبرومندانه نقششان را بازی کنند. در وقت اضافه تعویضی عجیب و غریب رخ می دهد و هندبالیست زمینهای فوتبال به زمین می آید تا به لطف حرکت مهیرالعقول او تساوی امسال به تیم حریف تقدیم شود.
شب سیاستمداراها و امنیه چی ها که خود را ناتوان از کنترل یک بازی خانگی با برنده و بازنده می دانند راحت و آسوده سر بر بالین می گذارند. ما اما، با احساسی همراه با حماقت و حقارت!
نمایشنامه نویس بی ذوق حتی به خودش زحمت تغییری اندک در متن نمایشنامه را هم نداده. فقط گل تساوی (به دلیل ضعف یک سوی میدان) از دقیقه 85-87 به وقت اضافه منتقل می شود. گویی آنها می دانند100 بار دیگر هم که همین سناریو را تکرار کنند ما به ورزشگاه می رویم و هورا می کشیم و کف می زنیم و به خودمان تلقین می کنیم که همه چیز واقعیست.
آدم خیال می کند توی ماتریکس اسیر است و همه چیز دروغین و سناریویی مبتذل است. فیلم (Wag the Dog) را دیده اید؟ عین همان فیلم همه چیز نمایشی و دروغین جلوه می کند. جنگها، صلح ها، اعتقادات و حتی خود زندگی.

balatarin
Delicious
Twitter

۴.۱۰.۸۷

دوشغله ها و تغییر قانون در راستای خواست آنها


امروز صبح از رادیو شنیدم که تعدادی نمایندگان مجلس (از جمله آقای باهنر)، آقای پورمحمدی (رئیس سازمان بازرسی) و علی آبادی (رئیس دو شغله تربیت بدنی و کمیته المپیک) توافق کرده اند که ورزش مملکت از وجود مدیران لایق خود به دلیل دو شغله بودن محروم نماند!
آقای علی آبادی که ماشاالله مثل بقیه نزدیکان رایحه خوش مدال رو داشتن را بر سینه دارد اظهار داشت: «تمام شرکت کنندگان در این نشست پذیرفتند که جدا شدن افراد دولتی از ورزش میسر نخواهد بود.»
همچنین از قرار معلوم بنا بر آن است که مشکل قانونی مذکور با تصویب قانونی که دو یا چند شغله بودن مدیران (نالایق) ذکر شده را مجاز می سازد قضیه ختم به خیر شود.
هر جای دنیا چنین مشکلی پیش آید طبعاً فرد خاطی مجبور می شود خود را با قانون تطبیق دهد یا قانون با تنبیه کردن، وی را مجبور به اطاعت از خود می سازد؛ اما در مملکت گل و بلبل ما در صورتی که یک مدیر پررو چند شغل را برای روز مبادا در زنبیلش بگذارد ضمن تجلیل از او قانون را در جهت خواست ایشان تغییر می دهند!
قانونِ ممانعت از دو شغله بودن مدیران یکی از بهترین قوانین مملکت ماست (با توجه به زیاده خواهی همیشگی مدیرانمان) و تغییر آن به خاطر افرادی چون علی آبادی خیانتی زشت است.
آیا آنهمه پز قانونگرایی و روشنفکرنمایانه پورمحمدی به همینجا ختم می شود و قانون را در پای علی آبادی و امثال او قربانی خواهد کرد؟
مرتبط:
محمد علی آبادی: جداشدن دولتی‌ها از ورزش میسر نیست
جزئيات و نتايج نشست مجلس و پورمحمدي

balatarin
Delicious
Twitter

۲.۱۰.۸۷

برگزاری مسابقات فوتبال گل کوچک

دارم یه مسابقه گل کوچیک تو شرکت راه می ندازم. معمولاً مسابقات فوتبال از اون کارای جذاب می شه. البته همیشه با حاشیه و دردسر و جر و بحث همراهه. ولی یکباره کلی جنب و جوش به پا می شه و کل کل بچه ها تو شرکت هم کلی حال می ده.
اونهایی که خورهٴ توپ گرد هستن می دونن گل کوچیک یه کیف دیگه داره! زمین کوچیک تره. تعداد کمتره و سرعت و تکنیکش چند برابر بیشتره.
حالا این وسط یه ترس هم دارم. نکنه تو این زمین آسفالت یکی بیفته و طوریش بشه؟! امیدوارم خدا به خیر بگذرونه و مشکل خاصی پیش نیاد.
راستی جای سید یوسف خالی!

شاید به درد شما هم بخوره:
قوانین مسابقات فوتبال گل کوچک (البته اینا واسه بازیهای ماست و قطعی و صد درصد نیست)
قواعد شرکت کردن در مسابقات

balatarin
Delicious
Twitter

۸.۸.۸۷

مبارک بادت این حکم و همه حکم


جناب آقای علی آبادی
ای لایقِ تو ریاست ورزش ما
ای شیر پکن، بسته به تو ارزش ما
انتصاب شایسته جنابعالی به سمت ریاست کمیته ملی المپیک را از طرف اهالی گیک پرور وبلاگستان تبریک عرض نموده و امیدواریم جنابعالی در رسیدن به قله های رفیع ریاست ورزش کلیه سازمانهای دولتی و غیر دولتی، فدراسیون کشتی، فوتبال، بوکس، پوکر و سایر ورزشها موفق باشید. همچنین امیدواریم ریاست کلیه فدراسیونهای آسیایی و جهانی، مراکز منچ و مارپله و سرگرمی خانه های لاس وگاس و آنتالیا نیز به حضرتعالی واگذار شود.
در همین راستا آرزومندیم که رئیس جمهور مردمسالار ما نیز در کسب ریاست مجلس تشخیص مصلحت، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، شورای امنیت، سازمان ملل، انجمن حمایت از حقوق مردم آمریکا، انجمن حمایت از فلسطین و عراق و افغانستان و سایر مجالس مربوطه موفق و موید باشند تا در صورت تغییر استراتژی پادگانی در انتخابات، مملکت و دنیا از وجود آن معجزهٴ بی بدیل بی بهره نمانند.
فدای پاچهٴ خوش طعم جواهر آسای شما
اهالی همیشه در فِرفِرِ وبلاگستان
balatarin
Delicious
Twitter

۲.۶.۸۷

ابرقدرت تحقیر شده

این حرف دارد خفه ام می کند: "ما ابرقدرت هستیم!"
برای اولین بار در زندگی شدیداً از ایرانی بودنم احساس تحقیر و شرمساری کردم. ترجیح می دادم اهل یک از این کشورهای نیم وجبی با چندصدهزار نفر جمعیت و تاریخی صفر ساله باشم تا اهل ایران بزرگِ پر مدعا که در عرصه ای به بزرگی المپیک نتایجی چنین خفت بار کسب می کند. سالی که نکوست از بهارش پیداست! وقتی اقتصاد و سیاست خارجه و فرهنگ و هنر یک مملکت سه سال عقب گرد کند چه توقعی می توان از ورزشش داشت؟ احمقها ادعا داشتند که می خواهند جزو پنج کشور برتر ورزش دنیا باشند. چند نکته هست که نگویم غم باد می گیرم:
1- در این سه ساله سیاست مداران ضعیفی که در انتخابات شورا و مجلس شکست می خوردند به ورزش تزریق می شدند.
2- یزدانی خرم همانقدر به کشتی ربط دارد که گودرز به شقایق!
3- همانها که هادی ساعی را قبل از المپیک به جرم خطِ سیاسی اش سلاخی می کردند حالا چه قربان صدقه ای می روند!
4- رئیس ورزش خلفِ رئیس جمهور محترممان است و فکر می کند حق دارد دستگاه ورزش را با هُل و زور و دیکتاتوربازی اداره کند و هر کس را دلش خواست به عنوان رئیس فدراسیون انتخاب کند و بعد هم کنار چین و آمریکا بایستد!
5- به جای موشک هوا کردن این پولها اگر خرج استخر و ورزشگاه و ورزشکارها می شد، حالا پشت سر اُزگل آباد و گوگولستان نمی ایستادیم.
6- وقتی در کشتی فرنگی اولین مدال استانی را آوردم نگاهی به حال و روز بهترین کشتی گیرهای استان انداختم و فهمیدم عمر را صرف ورزش کردن مساوی با بیکاری و بی پولی و بدبختی است، قهرمانی را بی خیال شدم و تفریحی ورزش کردم. بیشتر جوانهای مملکت همین راه را می روند و می دانند به خیر ورزش امیدی نیست! تا پولتان را صرف فناوریهای روسی و کره شمالی می کنید ورزش این مملکت بدتر هم خواهد شد.
7- هر بی پدری که بگوید در المپیک به دنبال کسب تجربه رفته بودیم را باید به عنوان خیانت محاکمه کرد!
8- آقای ابرقدرت، زررررررررشک!
مرتبط:
رده بندی مدالهای المپیک
balatarin
Delicious
Twitter