۲۴.۷.۹۱
نوبل صلح برای صالحان
۳۱.۵.۹۱
جولیان، جولیان حمایتت می کنیم! (:
۱۵.۱۰.۸۹
من روایت می کنم اکنون، خان هشتم را
ضیا بخشی از خاطراتش از زندان را منتشر کرده. او در این نوشتار سعی کرده خیلی جدی نباشد و بیش از آنکه به آه و ناله و عجز و لابه بپردازد با نثری شیرین و دلچسب روزهای بازجویی و زندانش را روایت کند.
نثر خودمانی، روان و زیبا بزرگترین نقطه قوت این یادداشت است. همچنین نور افشاندن بر لحظاتی جالب از زندگی زندانی های سیاسی که معمولاً از دید ما پنهان هستند، نیز مطلب او را خواندنی تر کرده.
مهمترین ایرادی که می توان برای نوشته اش برشمرد، زیاده گویی ها و نظریه پردازی هایی است که خواننده را از این داستان واقعی زیبا دور می کند.
گمان من بر این است که اگر او همین منوال را ادامه دهد (و البته خودش یا کس دیگری نوشته او را از اضافات و حشوها پیراسته کند) نتیجه کار می تواند کتابی فوق العاده و ماندگار باشد.
پیشنهاد می کنم حتماً خاطرات زیبای ضیا را بخوانید.
۲۳.۸.۸۹
مدافعین حقوق زنان
اصلاً من یه سوال دیگه هم دارم: شما و عربستان خودتون رو اینجور موقع ها سرکار می ذارین یا مردم دنیا رو یا هر سه رو؟ حالا عربها پولش رو دارن که ضایع بازی هاشون رو ماست مالی کنن، شما چی؟!
این سوالهای لعنتی ول کن مخ من نیست: مدافعین عزیز حقوق زنان جهان، تا حالا اسم نسرین ستوده، بهاره هدایت، شیرین عبادی و ... رو شنیدین؟
ایران از عضویت در نهاد مدافع حقوق زنان سازمان ملل بازماند
۲۲.۶.۸۹
دل مشغولی های دایه های مهربان تر از مادر
متاسفانه اگر حکومت در هیچ کدام از رفتارها و اعمالش صداقت ندارد، دولتهای غربی و کشورهای پیشرفته نیز ابداً صداقتی در ادعاهای حقوق بشری، دموکراسی طلبی و ... ندارند. در تمام مدتی که آزادی خواهان ایرانی و افرادی که برای دموکراسی و حقوق بشر در این کشور دشوارترین روزهای خود را گذراندند، کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی برخلاف ادعاهای خود تنها در پی موضوع هسته بازی با حکومت بودند و در عمل ابداً آنچه بر مردم ایران می رفت برایشان کوچکترین اهمیتی نداشت.
اکنون نیز در حالی که برخی از زنان شجاع و قابل احترام ایرانی صرفاً به جرم های عقیدتی، آزادی خواهی و پیگیری حقوق زنان در زندانها طعم شکنجه و اتهام محاربه (احتمال اعدام) را می چشند، یک پرونده شخصی - که با پیگیریهای بی سر و صدا و اعمال نفوذهایی که در دم و دستگاه قضایی ایران کاملاً مرسوم است می توانست حل شود- را به گره لاینحلی مبدل کرده اند که به احتمال قریب به یقین به بدترین عقوبتها برای زن بیچاره خواهد انجامید (با توجه به سابقه انتقام جویی حکومت).
اینهمه شلوغ کاری در عین سکوت در برابر آنچه بر زنان روزنامه نگار و فعالان حقوق زنان می رود، تنها در دعواهای بیهوده و زهر چشم گرفتن های گاه و بیگاه غرب و حکومت ایران قابل توجیه است.
۱۰.۳.۸۹
هنر تبلیغات: چشم پوشی از حقوق بشر
این دو تبلیغ به سفارش «عفو بین الملل» توسط شرکت «Colenso BBDO» طراحی شده.
شعار آگهی: «چشم فروبستن بر ما، چشم پوشی از حقوق بشر است!»
اعدام در ملأ عام
سربازان شورشی
برای دیدن اصل تصاویر روی آنها کلیک کنید.
۱۸.۴.۸۸
زندان برای همه ایرانیان
بسیاری از ما با وبنوشت با وبلاگنویسی آشنا شدیم. ساحل سلامت روزهای زیادی یکی از پاتوقهای مجازی دوست داشتنی ما بود. حالا اولی سوت و کور است و دومی را نامردها بمب گذاری کرده اند تا مبادا جرعه ای از داناییِ درون آن لب تشنه ای را سیراب کند!
دلتنگ هر دویشان شده ام. دلتنگ نوشته های خوبشان که جرعه ای بود از جام دانایی.
چه دردناک است که کاری از دستم برنمی آید.
۱۳.۱۰.۸۷
پیام غزه
قدرتمدارها جنگ ها را شروع می کنند. اما کسی نمی تواند پیش بینی کند پایان جنگ کِی و چگونه خواهد بود. وقتی نیروهای نظامی مرگ را برای مردمان یک سرزمین سوغات می برند، بذر کینه را در دل بازماندگان آن مردم می کارند و دیری نخواهد پایید که درخت تناور انتقام از وجود آنها خواهد رویید و میوه مرگ را به بار خواهد آورد. این طرح را در Deviantart یافتم. نامش پیام غزه است و پایینش این شعار درج شده:
« در انتظار انتقام ما باشید! »
۹.۱۰.۸۷
جنگ نابرابرِ نامردانه
۱۲.۹.۸۷
وزارت سوء استفاده از نیروی کار (2
... معلمان حقالتدريسي كه در حال حاضر آموزش و پرورش آنان را مازاد ميخواند غالبا در شهرستانهاي اطراف و مراكز استان فعاليت ميكنند كه به دليل دوري مسافت ناچارند در ايام هفته دور از شهر خود اتاقي كرايه كنند و آخر هفته نزد خانوادهشان بازگردند. اين افراد كه تعدادشان 40 تا 50 هزار نفر است و در استانهاي مختلفي چون تهران، اصفهان، مركزي، فارس، آذربايجان، قزوين و ... ساكنند تحصيلات ليسانس دارند و به عنوان دبير شيمي، زبان انگليسي، ادبيات فارسي، جغرافيا، فيزيك، رياضي و ... در مقاطع راهنمايي، دبيرستان و پيشدانشگاهي فعاليت ميكنند و چنانچه اين نيروهاي مازاد موضعشان را ترك كنند، هيچ نيرويي حاضر به تدريس در اين شهرها نيست. بنابراين به نظر ميرسد، مفهوم مازاد در نگاه مسوولان آموزش و پرورش نيازمند باز تعريف است.
به گفته علي كريمي فيروزجاني، عضو كارگروه آموزش و پرورش كميسيون آموزش مجلس، وزارت آموزش و پرورش در چند سال آينده با كمبود نيرو مواجه خواهد شد، چون عده زيادي از اين معلمان بزودي بازنشسته ميشوند. بنابراين سياست انقباضي آموزش و پرورش در جذب نيروهاي حقالتدريسي بيش از آن كه ناشي از كمبود اعتبارات باشد، از نبود برنامه معين در استفاده بهينه از معلمان حكايت ميكند. ...
(متن کامل مطلب در روزنامه جام جم)
در پاسخ به این نوع انتقادات و درخواستهای رسانه ای و مردمی و نیز برای مهرورزیِ دولت مهرورز به یکی از پایین ترین اقشار جامعه که آموزش و پرورش سالها به شیوه ای برده دارانه از کار آنها سوءاستفاده کرده، آقای وزیر آموزش و پرورش نامه ای را به رئیس مهرورزشان نوشته تا احتمالاً طی یک سخنرانی غرّا درباره غزه و لبنان، حقوق شغلی و انسانی معلمهای حق التدریس را به بایگانی راکد ارسال فرمایند:
متن نامه آقای وزیر برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت
مشتاق اشتراک شماییم، تقّه ای بفرمایید
۲.۹.۸۷
آبروی دلفینها

دولت همچنان استان گردی می کند و مردم همچنان چون دلفینهایی گرسنه نامه به دست و ملتمس به سوی دولتمردان هجوم می برند. هر کس کوچکترین آشنایی با اسلام واقعی داشته باشد می داند آبروی انسانها در آن عزیزترین سرمایه جامعه است و کسی که این متاع گرانبها را لجن مال می کند تنها مصداق آیهٴ (الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ) است:
اما صادق از یکی از یاران خود پرسید: زکات مال خود را چگونه می دهی؟
گفت: فقرا نزد من می آیند و من می پردازم!
امام فرمود: آگاه باش که آنان را ذلیل کرده ای، هرگز این کار را تکرار نکن! زیرا خداوند می فرماید: هر کس دوست من را ذلیل کند، به جنگ با من برخاسته!
(تفسیر نمونه، ذیل آیه 11 از سوره حجرات)
توضیح:
تشبیه زیبای اوضاع مردم در این سفرها به دلفینهای گرسنه را نخستین بار مسیح علی نژاد مطرح کرد.
۸.۴.۸۷
وزارت سوءاستفاده از نیروی کار
1- فاقد هر گونه قرارداد کار مدونی هستند و هر زمان که کارفرما به هر دلیل نامعقولی تصمیم بگیرد، شغل خود را از دست خواهند داد.
2- این نیروها در بدترین شرایط کاری به سر می برند و اکثریت مطلقشان (منهای افراد دارای روابط) در روستاهای دورافتاده و شرایط نامناسب کاری ،که نیروهای رسمی حاضر به کار در چنان نقاطی نیستند، به کار گرفته می شوند.
3- معلمین حق التدریس حدود 180 تا 200 هزار تومان حقوق می گیرند و تازه این حقوق از اواخر دولت قبل تا این حد افزایش یافته. پیشتر 40 تا 50 هزار تومان کلِ حقوق شرم آوری بود که به نیروهای حق التدریس پرداخت می شد. وقتی خط فقر رسمی در ایران (600 هزار تومان حقوق ماهیانه) را لحاظ کنیم بهتر می توانیم شرایط فجیع زندگی این افراد را درک کنیم (حقوق این معلمین 3/1 مبلغ مشخص کننده خط فقر است).
4- حقوق ناچیز این پرسنل هر چند ماه یکبار و حتی گاهی با گذشت یکسال پرداخت می شود و آنهم به صورت ناقص! ظرف چند ماهی که حقوق معلمین حق التدریس پرداخت نمی شود زندگی این افراد از چه محلی باید تامین شود؟
با توجه به موارد فوق دو مسئله بسیار قابل تامل وجود دارد:
الف) وزارت کار و امور اجتماعی بی شرمانه چشمش را بر روی این تضعیع ظالمانه حقوق شغلی 53000 نفر از نیروی کار بسته است.
ب) وزارت آموزش و پرورش مسئول آموزش کودکان این سرزمین است و درخت فرهنگی که قرار است به وسیله این وزارتخانه بارور شود ریشه در سوء استفاده از حقوق انسانها و ظلم دارد. چنین فرهنگی چه میوه ای می تواند داشته باشد؟
۲۸.۳.۸۷
تقصیر هردو هر گز یکسان نیست
ماجرا از این قراره که من یه پست نوشتم و نظرم رو راجع به جنجال دانشگاه زنجان توش نوشتم. توی این پست از نوشته زهرا.اچ.بی هم یاد کردم و مخالفتم رو با نظرش عنوان کردم. دلیلم هم واضحه: اگه اون دختر یا هر زن دیگه ای حتی فاحشه هم باشه این دلیل نمی شه که یه مرد به خودش اجازه بده با اهرم کمیته انضباطی یا هر نوع اجبار دیگه ای وادارش کنه باهاش رابطه جنسی داشته باشه.
در ضمن زهرا خانم اگر به جای تقدیم فحشهای آبداری از قبیل ( خیلی احمقانه، واقعا مسخره و برداشت سطحی )، کامنت بقیه دوستان رو هم بخونند می فهمند که ایراد از فرستندست و گیرنده ها سالمند. اگر برداشت احمقانه، مسخره و سطحی من موجب شده باشه نظر ایشون رو بد و اشتباه بدونم دیگرون هم که توی کامنتهاشون همین نتیجه رو از نوشته شما گرفتن افکارشون احمقانه، مسخره و سطحیه؟ خواهش من اینه که برگردید پستتون رو از نو بخونید و حتی اگر بر مطالب مطرح شده در اون مصر هستید هم مودبانه مطرحش کنید!
۸.۳.۸۷
اولین سنگر (دیه یکسان زنان و مردان)
از سوی دیگر بسیاری از زنان نیز در پی بدیهی ترین حقوق زنان و رسیدگی به مشکلات واقعی و ملموس آنها در جامعه سنتی و مردسالار ما تلاشهای قابل تقدیری داشته اند و هزینه های سنگینی را پرداخته اند (اوین و قصر شاهدند!).
حق طلاق برای زنان و دیه برابر از جمله موضوعاتی است که همواره از این دوستان و همسایه های وبلاگستانی شنیده ام. دیشب در اخبار شنیدم که حق دیه برابر در تصادفات برای زنان به رسمیت شناخته شده. می توان با عینک بدبینی دید که اتفاق مهمی نیست و فقط تصادفات رانندگی است و ... اما من با اطمینان کامل این را یک پیروزی بزرگ می دانم. چرا که اکنون اولین سنگر سنت و سنت گرایان فتح شده و اگر دیه برابر در تصادف موردی ندارد در قتل و غیره هم قطعاً و عقلاً و شرعاً ایرادی ندارد! این پیروزی را به همه فعالان واقعی حقوق زنان تبریک می گویم و امیدوارم این را به عنوان دستاویزی برای پیشرفت موفق و گام به گام در جهت کسب حقوق انسانی برابر قرار دهند.
البته همه این موارد در صورتی است که مردان فوق مسنِ شورای نگهبان این لایحه را تصویب کنند!
متن خبر یکسان شدن دیه زن و مرد
۱.۳.۸۷
۱۰.۹.۸۶
بلوای موسویان
دو گزینه مطرح است:
الف) موسویان جاسوس است:
پس در مدت مدیدی که وی به عنوان یک دیپلمات بلند پایه و مذاکره کننده ارشد ایرانی فعالیت می کرده وزارت اطلاعات و قوه محترم قضاییه کجا و در حال انجام چه کارهای مهمتری بوده اند؟
به علاوه اینکه مفهوم دفاع سرسختانهٴ بلندپایه ترین ارکان حکومت از وی چیست؟
ب) موسویان جاسوس نیست:
آیا علامه های فقیهِ دولت نهم احکام و دستورات سرسختانه و غیر قابل اغماض خدواند و پیامبرش دربارهٴ آبروی مسلمانان را نمی دانند؟ و این همه هو و جنجال آنها برای چیست؟
والّا ما که لُریم و این چیزا حالیمون نمیشه! اما این قضیه خیلی بوداره جماعت!
۱۴.۸.۸۶
سلام الیور تویست

سلام الیور تویست
چرا دوباره بازگشته ای؟ چه می خواهی از جان قصه ها؟ باز گشته ای تا باز «ناسپاسی کنی؟»
و حالا که بازگشته ای چرا دوبار می گویی:« لطفاً آقا، کمی بیشتر می خواهم!»؟ و حالا که بازگشته ای چرا «زن» شده ای؟ و چرا «دلارام» شده ای؟ و چرا در عصر «عدالت و مهرورزی» بازگشته ای؟
برگرد الیور! لای ورقهای چرک شده و خاک گرفتهٴ کتابها برگرد الیور! اصلاً به ذهن مشوش دیکنز برگرد. در میان ما که به قول شاعرِ مبتذل سرا «بیرون زمان ایستاده ایم!» سهم بیشتری برای تو نیست. برگرد وگرنه « دهانت را بو خواهند کرد، مبادا گفته باشی ... »











