web 2.0
‏نمایش پست‌ها با برچسب امنیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امنیت. نمایش همه پست‌ها

۱۵.۹.۹۱

هر چه بگندد...

هر چه بگندد نمکش می زنند
وای به روزی که نمک بگندد
مصطفی پورمحمدی، رئیس بازرسی کل کشور: «طبق نظرسنجی‌هایی که از مردم در دست داریم بیشترین شکایات نسبت به سه دستگاه نیروی انتظامی، شهرداری و دادگستری در کشور است»
اگر برای کار ساختمان گذرتان به شهرداری افتاده باشد لابد دیده اید که عوارض شهرداری تا چه حد انعطاف پذیر است. رقمی 10 میلیونی با زیرمیزی (رشوه) چندصدهزار تومانی به زیر یک میلیون کاهش می یابد. در اغلب شهرداری‌ها که نه دولتی محسوب می‌شوند تا تحت سازمان‌های بازرسی فعالیت کنند و نه خصوصی تا صاحبِ سرمایه مراقب سرمایه اش باشد، هر کس بیش از آنکه به فکر انجام امور شهر باشد در فکر کاسبی خویش است. بدبختانه همین نهاد مسئول اکثر امور جاری مردم است.
پلیس نهادی است که قاعدتاً باید چنان پاک باشد که مردم جهت حفظ مال و جان و ناموسشان به آن اطمینان کامل داشته باشند. اما پلیس متر کردن لباس جوان‌ها را وظیفه‌ی اصلی‌اش قرار داده و امثال «ستار بهشتی» و «سردار زارعی» گویای عمق فاجعه در آن هست و توضیح بیشتری نیاز نیست.
در وصف اوضاع شرایط قضایی همین بس که پای اندک افسران دلسوز پلیس بنشینید تا برایتان بگویند هر گاه متهمی با جرایم سنگین مواد مخدر یا سرقت را با مدارک کافی به سیستم قضایی تحویل داده‌اند، متهم زودتر از خود آنها به خیابان برگشته و برایشان کُری هم خوانده. و آنها پشت دستشان را داغ کرده‌اند که دیگر کاری به کار چنین متهمانی نداشته باشند.
مردم اگر هم شکایتی از سایر نهادها داشته باشند قاعدتاً باید به دو نهاد فوق مراجعه کنند، یعنی شکایت کی را به کی بکنند؟!
با این اوصاف مردم بیچاره ی ما از چنین فساد پلشتی به که پناه ببرند آقای رئیس بازرسی؟
balatarin
Delicious
Twitter

۲۲.۸.۹۱

خون سیاوش

شاید هم اوروجعلی به خاطر سرقت ریش تراش محاکمه شود، شاید!

balatarin
Delicious
Twitter

۲۹.۷.۹۱

سطح بالای امنیت!


طبیعیه که مردم هر شهری پیش از هر چیز و بیش از هر چیز از مسولای شهرشون توقع برقراری امنیت رو دارن.
حالا وقتی شورای شهر خودش از ترس دزدها به شیشه کاری دیوارها رو آورده، مردم بیچاره چطور باید احساس امنیت کنند؟
توضیح: این عکس توی شهر دهدشت استان ک.ب گرفته شده.
balatarin
Delicious
Twitter

۲۲.۱.۹۱

فرماندهان در سرزمین کفر

در کره به یک زن تجاوز شده و نیروهای پلیس به موقع واکنش نشان نداده اند، در نتیجه فرمانده کل پلیس عذرخواهی کرده و استعفا داده.
اگر چنین اتفاقی در ایران افتاده بود کدامیک از موارد زیر اتفاق می افتاد:
1. افسرِ پلیسِ مقصر، مدیرعامل صندوق تأمین اجتماعی می شد.
2. زن به دلیل عدم رعایت حجاب کافی مورد پیگرد قرار می گرفت
3. پرونده به سرنوشت قتلهای زنجیره ای، کوی دانشگاه، کهریزک دچار می شد و فرمانده پلیس هم مدال افتخار می گرفت
4. گشت ارشاد جهت کاهش احتمال تحریک متجاوزین تشدید می شد

balatarin
Delicious
Twitter

۲۰.۷.۹۰

پلیس،مردودِ کلاس امنیت

فرمانده‌ی پلیس (سردار احمدی‌مقدم) به نیروهایش نمره 16 داد.
1- کیف همسر سیروس رو دزدیدن. رفتن پاسگاه واسه شکایت. جناب سروان گفت امنیت شهر رو زیر سوال می‌برید؟ میخواید توان پلیس رو زیر سوال ببرید؟ سیروس و زنش قبل از اینکه سر از بازداشتگاه دربیارن قید شکایت رو زدن و اومدن بیرون.
2- گوشی تلفن صادق رو دو موتور‌سوار درست تو روز روشن، وسط خیابون دزدیدن. دو هفته است شکایت کرده و هیچی دستگیرش نشده. تا دو سه روز شوکه بود از این اتفاق و استرس شدیدی داشت.
3- دو موتور‌سوار که قصد داشتند ماشین پراید سجاد رو تو روز روشن ازش بگیرن چند جای بدنش رو با چاقو شدیدا زخمی کردن. حالا بستریه.










4- عکسی که می‌بینید رو خودم از یه نزاع خیابونی، درست از مرکز شهر گرفتم. با چاقو یه جوون رو داغون کرده بودن که تو شلوغی موفق نشدم ازش عکس بگیرم. تمام مدت علی‌رغم تماس‌های مکرّر مردم هیچ پلیسی به صحنه نیومد.
................................................................................................................
سردار! مردم تو روز روشن تو وسط خیابون‌های شهرهای مملکت احساس امنیت ندارن. نمره 16 که هیچ، نمره‌ی 10 هم نمره غیرمنصفانه‌ای برای نیروهای تحت امر شماست.
balatarin
Delicious
Twitter

۶.۶.۹۰

وقتى سنگ را ببندى و سگ را ول کنى!


اخلاقیات تا چه حد باید در یک جامعه سقوط کرده باشد که شهروند آن جامعه به خاطر کینه توزی‌های بدوی پای یک کودک را قطع کند؟
سطح امنیت مردم در چه حد باید پایین باشد که در روز روشن، در شهر چنین فاجعه‌ی وحشتناکی رخ دهد؟
وقتی که «نمک بگندد» و جایی که باید ایمنی بخش مردم باشد نماد ناامنی برایشان باشد، توقع بیشتری می شود داشت؟
اصولاً آیا نهادهای امنیتی و قضایی با این همه برخورد با نخبگان سیاسی و اجتماعی، مِتر‌کردن آستین و روسری بانوان و شرکت در زد و بندهای سیاسی، وقتی برای برقراری امنیت هم پیدا می‌کنند؟
خشونت تا کجای فرهنگ جامعه ما نفوذ کرده که چنین حوادث وحشیانه ای دارد عادی می شود؟
فرارو: قطع پای یك كودك در درگیری قبیله ای
balatarin
Delicious
Twitter

۲۸.۹.۸۹

حادثه تروریستی چابهار، تکراری برای یک فاجعه

تعداد حوادث تروریستی هر روز بیشتر می شود و متاسفانه تعداد زیادی از هموطنان ما در طی این حوادث کشته شده اند.
ماجرا بسیار ساده است: در یک مراسم مذهبی اسلامی جوانک هایی به طمع بهشت و به نام اسلام مردم عادی مسلمان را می کشند و جنایاتی شرم آور را موجب می شوند.
مشابه این داستان را در کشورهای همسایه (پاکستان و عراق و افغانستان) بارها شنیده بودیم، اما حالا سایه شوم این ناامنی به ایران هم کشیده شده!
تفکر سلفی گری و بنیادگرایی با پشتوانه دلارهای عربی عین یک مزرعه کشت میکروب در خاورمیانه و به ویژه در پاکستان رشد و نمو می یابد. کشور برادر (!) پاکستان که گاه و بیگاه از کمک های مالی و گاز ارزان ایران بهره مند می شود پناه گاه تروریست هایی است که به ایران و افغانستان صادر می شوند تا دست به چنین جنایت های هولناکی بزنند.
متاسفانه بی تدبیری های مسئولان امنیتی ما هم در تشدید این امر بی تاثیر نیست. اعدام اشتباه ریگی که می توانست همواره همچون گروگانی مانع از اقدامات مشابه شود، انتخاب دوستان منطقه ای که ابداً قابل اعتماد نیستند، وارد شدن نیروهای امنیتی به مجادلات سیاسی به جای وظایف اصلی آنها، فقر و تبعیض و محرومیت در استان های سنی نشین، عدم پوشش امنیتی مناسب برای دانشمندان هسته ای (در حالی که احتمال ترور آنها با توجه به دشمنی ها زیاد است) و ... دلایل مختلفی است که در بروز این حوادث بی تاثیر نیست.
حالا باید دید غیر از شلوغ کاریهای سیاسی و شوهایی که معمولاً مرئوسین برای روسا می آیند آیا راهبرد بلندمدتی هم برای ممانعت از بروز مجدد حوادث مشابه اندیشیده خواهد شد؟
balatarin
Delicious
Twitter

۲.۹.۸۹

والي از کجا در خانه ئ خمّار نيست؟!

پریروز محموله اسلحه قاچاق دولت مان را در آفریقا گرفتند، دیروز محموله هروئین قاچاقی آن را؛ من از فردایی می ترسم که محموله قاچاق فاحشگان ایرانی به مقصد آفریقا را کشف کنند!
خدایا در مملکتی که دولتش به عنوان قاچاقچی اسلحه و مواد مخدر مطرح می شود، از دست خلافکارهای خرده پا و چاقوکش هایش به کجا پناه ببریم؟
تحقیر و توهین شنیدن، حتی از گامبیا؟! ای تف بر غیرت تان!
balatarin
Delicious
Twitter

۱.۸.۸۹

تداوم بحران فقدان امنیت در گچساران و بی توجهی مسئولین

آنچه در این پست می خوانید نه فیلم وسترن است و نه ماجرای مربوط به کوههای سر به فلک کشیده افغانستان، بلکه اتفاقاتی جاری و معمولی است که دائماً در ام القرای جهان اسلام و ابرقدرت بزرگ منطقه ای رخ می دهد:
از آنجا که احتمالاً شما ممکن است تا حالا اسم شهر گچساران را نشنیده باشید، جهت اطلاع این شهرستان در جنوب غربی کشور در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده و تقریباً یک چهارم نفت و گاز کشور در این شهرستان تولید می شود. ساختار شهر مثل سایر شهرهای صنعتی مهاجرپذیر و چند فرهنگی است.
چند سالی هست که با مهاجرت قبیله ای به نام «بناری» از روستاهای دورافتاده شهرستان دهدشت (شهر چرام) به گچساران (محله های رزمندگان، 108 دستگاه، آبگرمو و ...) امنیت شهر و مردمش به شدت مختل شده.
در حال حاضر اکثریت مطلق افراد این قبیله به قاچاق مواد مخدر، اسلحه، مشروبات الکلی و سایر معاملات خلاف می پردازند. در طول این سالها علی رغم تامین بخش بزرگی از مواد مخدر استانهای جنوب غربی توسط ایشان، هیچ اقدام موثری از جانب نهادهای امنیتی و قضایی برای برخورد موثر صورت نگرفته.
اگر مشکل منحصر به خلافکاریهای ایشان می شد شاید موضوع برای مردم عادی قابل تحمل می بود، ولی در طول این چند سال به لطف سلاح هایی از قبیل کلاشنیکف، کلت و هر سلاح دیگری که فکرش را بکنید ( و به سادگی و ارزانی در جنوب قابل خریداری هستند) با اکثر قبایل و مردم منطقه بارها درگیر شده اند که حاصل آن کشته شدن چند نفر بوده.
در آخرین مورد شب پیش در نزاعی که در محله آبگرموی شهرستان گچساران بین قبیله بناری و سادات ساکن این محله رخ داده، محله به میدان جنگ تمام عیاری مبدل شده و افراد این قبیله با حمله به خانه های مردم عادی سه خانه را به آتش کشیده اند و چند نفر را به ضرب گلوله مجروح کرده اند و رعب و وحشت فراوانی ایجاد کرده اند.
نکته جالب اینجاست که نیروی انتظامی پس از مدتها تیراندازی و آشوب سر و کله اش پیدا شده و خیلی زود هم بدون هیچ گونه دخالتی از مهلکه گریخته!
نکته ای که آدمی را به شدت می آزارد این است که این همان نیروی انتظامی است که در خیابانها تهران با شدت غیرقابل تصوری اقتدار نظام اسلامی را به رخ دخترکان و جوانکهای پایتخت می کشاند و حالا آقایان با افتخار از آن یاد می کنند!
نیروهای امنیتی که اینقدر تیزند که احمد باطبی را در خانه امن احزاب کرد در کردستان عرق یک شبه ردگیری کنند و با او تماس بگیرند (به نقل از خود باطبی) چطور از برخورد با مشتی قاچاقچی خرده پا عاجزند؟
اگر این افراد به جای ارتکاب خلافهای سنگین و اقدامات جنایی استاد دانشگاه، خبرنگار یا فعال اجتماعی بودند هم همین برخوردهای همراه با شفقت اسلامی نصیبشان می شد؟
آیا باید واقعاً حرفهای مردم عامی را که نیروهای امنیتی را متهم به دریافت وجه از ایشان می کنند باور کرد؟
یا شاید ترس این نیروها از احتمال آسیب دیدن مانع از دخالتشان می شود؟ که در این صورت تمام این قشونِ سردارهای پرمدعا که هر روز توی تلویزیون ژست می گیرند باید از خودشان و نیروهای تحت امرشان شرم داشته باشند!
محل وقوع نزاع بر روی نقشه گوگل
balatarin
Delicious
Twitter