مذاکرات هسته ای در مسکو جریان دارد. طرف غربی خواسته های زیادی دارد. تعلیق غنی سازی 20 درصدی، تعطیلی فوردو، بازرسی بی قید و شرط از پارچین و خروج اورانیوم غنی شده بیش از 5 درصد.
این بار بر خلاف گذشته ها نرمشی هم در مواضع دیده نمی شود تا امید داشت در ازای این همه، طرف ایرانی امتیاز دندان گیری کسب کند و بازی برد برد تمام شود. به ویژه اینکه طرف مذاکره کننده ی ایرانی می داند اگر خروج اورانیوم غنی شده از کشور را بپذیرد دستش برای چانه زنی خوالی خواهد شد.
همچنین یکدندگی مقامات ارشد و ناموسی کردن مسئله هسته ای کوتاه آمدن را برای مقامات ایرانی دشوارتر ساخته.
به هر حال مردم ایران از قرار به خوبی در یافته اند که امیدی به حل مشکل و به نتیجه رسیدن مذاکرات نمی توان داشت. چرا که به رویه ی معمول، قضیه را به سوژه ی جوکهای خود بدل کرده اند:
« پس از مذاکرات 5+1:
جلیلی: من دیگه نمی تونم به این رابطه و مذاکره ادامه بدم.
کاترین اشتون: تو رو خدا این حرف رو نزن سعید، من حامله ام!»
یا
« فلان قومیت مشکل 5+1 را حل کردند:
5+1=6 »
این بار بر خلاف گذشته ها نرمشی هم در مواضع دیده نمی شود تا امید داشت در ازای این همه، طرف ایرانی امتیاز دندان گیری کسب کند و بازی برد برد تمام شود. به ویژه اینکه طرف مذاکره کننده ی ایرانی می داند اگر خروج اورانیوم غنی شده از کشور را بپذیرد دستش برای چانه زنی خوالی خواهد شد.
همچنین یکدندگی مقامات ارشد و ناموسی کردن مسئله هسته ای کوتاه آمدن را برای مقامات ایرانی دشوارتر ساخته.
به هر حال مردم ایران از قرار به خوبی در یافته اند که امیدی به حل مشکل و به نتیجه رسیدن مذاکرات نمی توان داشت. چرا که به رویه ی معمول، قضیه را به سوژه ی جوکهای خود بدل کرده اند:
« پس از مذاکرات 5+1:
جلیلی: من دیگه نمی تونم به این رابطه و مذاکره ادامه بدم.
کاترین اشتون: تو رو خدا این حرف رو نزن سعید، من حامله ام!»
یا
« فلان قومیت مشکل 5+1 را حل کردند:
5+1=6 »




