web 2.0

۶.۸.۸۶

گزارش یک فاجعه

در پس کوچه های غرب وحشی

آنچه در پی می خوانيد فيلمنامه فيلمی وسترن در تگزاس يا داستان مافيايی در سيسيل نيست. بلکه واقعيات اين روزهای شهريست که حدود يک پنجم نفت و گاز ايران را تامين می کند.
گچساران شهری است در جنوب غربی ايران تقريباً وسط شيراز و اهواز. با کشف نفت در اين منطقه و با آمدن مهاجرين از نقاط مختلف کشور اين شهر تولد يافت و از معدود شهرهايی بود که اولين آثار تجدد و دنيای مدرن را به خود ديد. متاسفانه پس از انقلاب همچون ساير شهرهای نفت خيز جنوب، اين شهر نيز سير نزولی طی کرد و هر روز بدتر از دیروز! تا اينکه انتخابات شوراها برگزار شد و بخشی از قدرت به دست خود مردم و به ويژه مديران بومی افتاد و با تصويب دوهزارم نفت توسط خاتمی چهره شهر روز به روز بهتر گرديد.
اما اين ماه عسل ديری نپاييد. سیل مهاجرت از دور افتاده ترين روستاهای استان به حومه اين شهر و محلات فقير نشين تغييرات عمده ای را موجب گرديد. مهاجرينِ تازه دار و ندار خود را در ده فروخته بودند تا خانه کوچکی در حومه شهر بخرند يا خانه ای در محلات پايين شهری اجاره کنند.
بافت کارمندی و وجود طبقه متوسط شهری بالطبع موجب وجود مدگرايی و تجمل گرايی در شهر بود. مهاجرين تازه وارد تفاوتها را می ديدند و مثل هر کس ديگری دلشان می خواست از چنين شرايط و امکاناتی بهره ببرند. آنها همه آنچه را شهری ها در طی سالها به دست آورده بودند، يکباره می خواستند. تعدادی از آنها خلاف و به ويژه مواد مخدر و مشروبات الکلی را آزمودند و يک شبه ره صد ساله رفتند. موفقيت اينها بقيه مهاجران تازه را نيز تشويق کرد که اين راه را انتخاب کنند. باندهای مواد مخدر که اکثراً بصورت طایفه ای تشکیل شده بود گسترش یافتند و در این میان نقش قبیله بُناری که از روستایی دور افتاده به همین نام در نزدیکی چرام آمده بودند و میر سیدی که از ایل بابویی هستند و اکثراً از روستای نارگ موسی در نزدیکی باشت به شهر مهاجرت کرده بودند پر رنگ تر بودند.
بسیاری از اعضای قبیله میر سیدی و انگشت شمار از قبیله بُناری از سالها پیش در شهر زندگی می کردند و از افراد محترم شهر بودند و طبعاً ارتباطی با قصه واقعی ما ندارند.
بُناری ها اکثراً در محله های آبگرمو، رزمندگان ( زمینهای فروخته شده توسط سپاه ) و محله سادات ساکن بودند و افراد اهل خلاف قبیله میر سیدی اکثراً در رادک و محله سادات سکونت داشتند.
تجارت سیاه به آرامی پیش می رفت. در آبگرمو بچه هایی با سن 10 تا 12 سال ابتدای محله می ایستادند و خرده فروشی می کردند. بزرگترها مواد مخدر و مشروب را که از شرق کشور به شیراز قاچاق می شد، از آنجا می آوردند و مقداری را در شهر توزیع می کردند و بقیه را به خوزستان انتقال می دادند.
حدود دو سال پیش نزاع سختی بین این دو قبیله درگرفت که به ظاهر قبیله ای ولی در باطن بر سر حوزه توزیع مواد مخدر و رقابت آنها بود. چند روزی با ورود نیروهای انتظامی از استانهای دیگر و برقراری حکومت نظامی جنگهای خیابانی آرام شد و برخوردهای قضایی معمولی با عاملان دعواها و قتلها صورت گرفت که آنها را وقیح تر نمود.
به لطف برادران عراقی اسلحه در سراسر جنوب به قیمت صد تا دویست هزار تومان براحتی قابل خریداری است و قهرمانهای داستان ما هم حداکثر استفاده را از این خوان نعمت بردند، به نحوی که اکنون در دست نوجوانهای این دو قبیله هم اسلحه گرم ( بیشتر کمری ) به وفور وجود دارد و هر از چند گاهی در درگیری هایشان از آن استفاده می کنند و همه مردم به شدت از آنها هراس دارند. در این میان افرادی همچون درویش علی پور، برادرانِ پور سوسن و لطف الله محمدی از روسای باندها به شمار می آیند.
اخیراً پسران فردی به نام هوشنگ انباز پور به زور وارد خانه یکی از اهالی شهر شده اند و با بستن دست و پای مرد خانه جلوی چشمش به زنش تجاوز کرده اند. افراد مذکور در حال حاضر آزادانه به زندگی ادامه می دهند.
مهاجرت ساکنان قدیمی شهر به شهرهای بزرگ و در واقع گریختن آنها از محیط ناامن شهر شدت گرفته. اگر قبیله قَدَری داشته باشید که در شرایط دشوار همه از شما حمایت کنند کاری به کارتان نخواهند داشت در غیر این صورت.......
نقش نیروهای امنیتی:
متاسفانه هیچ برخورد قاطعی با خلافکاران صورت نمی گیرد و اگر برخوردی هم باشد در قالب طرح های موقت و هفته ای است. همچنین اکثر مردم از داشتن دوستان و فامیلها یا رابط هایی برای روسای باندها در میان نیروهای انتظامی و قضایی سخن می گویند. والله اعلم!

موقعیت گچساران در نقشه

balatarin
Delicious
Twitter

0 نظر:

ارسال یک نظر