مي گويند ناصر خسرو، كه اسماعيلي بود، سالها در كوههاي بـَدَخشان متواري بود و جرئت نمي كرد پا به شهر بگذارد. زماني كه براي تعمير كفش پاره اش دزدكي وارد شهري شد، پينه دوز سرگرم دوختنش بود كه در آن سر بازار غوغا به راه افتاد. پينه دوز برخاست و به آن سو دويد و زماني كه برگشت، تكه اي گوشت خونين سر درفش كفاشي اش بود، و با خوشحالي توضيح داد: "اسماعيلي بود. شركت در كشتنش ثواب دارد." ناصرخسرو پاي افزار ِ مستعمل را تعميرنشده از دست پينه دوز بيرون كشيد و گفت: "شهري كه در آن يك دانه اسماعيلي هم پيدا شود جاي ماندن نيست" و بار ديگر سر به كوه و بيابان نهاد
آناتومی بالشهای هوشمند؛ اصلاح بیومکانیک مهرههای اطلس و آکسیس در خواب
-
گردن انسان، پلی حیاتی میان مرکز فرماندهی (مغز) و بدنه اجرایی (سایر اعضای
بدن) است که سنگینترین مسئولیت آن بر عهده دو مهره نخست گردنی، یعنی اطلس
(Atlas) ...




0 نظر:
ارسال یک نظر